السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
38
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
ثَمَناً قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ . سوره بقره آيهء / 79 . پس واى به حال كسانى كه با دستهاى خود آن كتاب را مىنويسند و آن گاه مىگويند اين از جانب خداست تا آن را به بهاى اندكى بفروشند . پس واى بر آنها از آنچه با دستهاى خود نوشتهاند ، و واى بر آنها از آنچه به دست آوردهاند . ما مصداق آيات خداى تعالى را در كتابهاى مقدس ايشان كه امروز رايج است به عيان مىبينيم ، كما اينكه در باب سوم از سفر تكوين تورات ، داستان آفرينش آدم را چنين مىخوانيم : خداوند به دروغ به آدم گفت : از درخت معرفت خير و شر مخور ، كه اگر روزى از آن بخورى خواهى مرد . مار كه مكارترين حيوانات خشكى است به « حواء » گفت : اگر شما از آن درخت بخوريد نخواهيد مرد ، بلكه خدا ميداند روزى كه از آن بخوريد ، چشماهايتان باز مىشود و چون خداوند عارف به خير و شر خواهيد شد . آدم و حواء از آن درخت خوردند و چشمهايشان باز شد و دريافتند كه برهنه هستند و صداى خداوند را كه به هنگام وزيدن نسيم روز در بهشت راه مىرفت شنيدند ، پس خود را از او پنهان ساختند ، خداوند به صداى بلند آدم را مخاطب ساخته گفت : تو كجائى ؟ آدم گفت : صدايت را در بهشت شنيدم ، ولى چون برهنه بودم ، ترسيدم و خود را پنهان كرد . خدا گفت : چه كسى تو را از برهنه بودنت آگاه ساخت ؟ آيا از آن درخت كه تو را نهى كرده بودم خوردهاى ؟ آدم قصهء خويش به خدا باز گفت . و خدا گفت اكنون آدم چون يكى از ما عارف به خير و شر شده و حالا دور نيست كه دست خود را دراز كرده از درخت زندگى بخورد و براى هميشه زنده بمانده . . . پس انسان را بيرون كرد ، و در قسمت شرقى بهشت ، كروبيان را سكنى داد ، و شمشير شرارهبارى را به نگهبانى درخت زندگى بگماشت ! ! تورات داستان آدم را در بهشت چنين بيان داشته ، در صورتى كه قرآن مىگويد : اين شيطان بود كه آن دو را وسوسه كرد تا از آن درخت ممنوعه بخورند . سخن قرآن چنين است : وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ