السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
31
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
سان كه اگر در بنىاسرائيل مارى به سوراخى فرو شده باشد ، در اين امت نيز مارى به همان سوراخ فرو خواهد شد ! 2 - ابن حجر در كتاب « فتح البارى » سخن رسول خدا را چنين آورده است : شافعى « 1 » با سندى صحيح از عبدالله عمرو « 2 » روايت كرده است كه رسول خدا فرموده است : لَتَرْكَبُنَّ سَنَنَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حُلْوَهَا وَ مُرَّهَا . شما ، روش پيشينيان را تلخ و شيرين ( زشت و زيبايش ) در پيش خواهيد گرفت . 3 - احمد بن حنبل در « مسند » خود ، و مسلم و بخارى در « صحيح » خود ، از ابوسعيد خدرى « 3 » صحابى پيغمبر روايت كردهاند كه رسول خدا فرمود :
--> ( 1 ) . ابوعبدالله ، محمد بن ادريس بن عباس شافعى مطلّبى ، در اينكه مادرش نيز هاشمى مىباشد يا نه در آن اختلاف است ، از اين روى برخى دربارهء او گفتهاند : هرگز از اولاد هاشم كسى را نديدهايم كه ابوبكر و عمر و بر على ترجيح داده باشد همچنان كه در « طبقات شافعيه » آمده است از اين جهت او را به هاشم نسبت داده چون از اولاد برادر هاشم بوده است شافعى در سال 204 هجرى و به سن 54 سالگى در مصر در گذشته است . « تقريب التهذيب » ( 2 / 143 ) . ( 2 ) . عبدالله بن عمرو عاص 12 سال از پدرش كوچكتر بوده است ! پيش از پدر اسلام آورده و كتابهاى پيشينيا ن را خوانده و از رسول خدا 700 حديث روايت كرده است . عبدالله به همراهى پدرش در كنار معاويه در جنگ صفين شركت كرد ولى بعداً پشيمان شد و مىگفت : كاش بيست سال پيش از آن مرده بودم ! . در سال و محل مرگ ، در نتيجه در سن او اختلاف است كه در سال 63 يا 65 در مصر ، و يا 67 در مكه ، و يا 55 در طائف و يا در سال 68 هجرى در گذشته است . شرح حال عبدالله را در كتابهاى « اسد الغابه » ( 3 / 233 - 235 ) و « جوامع السيره » ابن حزم صفحهء 276 مطالعه فرمائيد . ( 3 ) . ابوسعيد ، سعد بن مالك بن سنان انصارى در جنگ خندق سيزده ساله بود و پدرش دست او را گرفته نزد پيغمبر آورد و مىگفت : اين نوجوانى درشت استخوان است . ولى رسول خدا او را نپذيرفت و اجازه نداد كه در جنگ شركت كند . ابو سعيد حذرى در جنگ بنى المصطلق شركت كرد ، او را جمله مكثرين حديث است كه در حدود 1170 حديث از پيغمبر روايت نموده و نويسندگان صحاح همهء آنها را نقل كرده اند . ابوسعيد در سال 74 هجرى درگشذته است . « اسد الغابه » و « جوامع السيره » شرح حال او را آورده اند . در حديث ابوسعيد خدرى ، كه بخارى از او در روايتى ديگر نقل كرده است بجاى « لو دخلوا » ( لو سلكوا جحر ضبّ لسلكتموه ) آمده است كه تقريبا همان مفهوم را مىرساند .