السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
60
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
در يرموك ، آن اندازه درنگ كرديم تا بى سر و پاهاى رومى خود را براى نبرد و رويارويى با ما آماده كنند ، در آن هنگام همهء آنها را از دم تيغ آبدار گذرانديم و دلهاى تشنه به خون خود را سيراب نموديم ! مگر نمىدانى كه در يرموك ما واحدهاى جنگى هراگليوس را به چيزى نگرفتيم ، و آنها را تماماً تار و مار كرديم ؟ سيف در اين جا براى اين كه خوانندهء اين اشعار تصور نكند كه اين سپاهيان اسلام مهاجر و انصار بودهاند كه روميان كارزار ديده و جنگ آزموده را به چيزى نگرفتهاند ، پس در مقام رفع شبهه بر آمده به زبان ابو مفزر چنين مىسرايد : اين تيره بنى عمرو از افراد قبيلهء تميم - سيف خودش از بنى عمرو بوده است - كه هماورد نبرد با روميان بوده خود رزم آوران پهنهء كارزار مىباشند . جنگ آورانى كه به هيچ روى از چكاچاك شمشيرها و خونبارش زوبينهاى كارزار نمىهراسند و شدائد و سختىهاى آن را به جان مىخرند . در خاندان بنى عمرو ، سردارانى بنام و سترك وجود دارند كه خطرها را پيش باز مىكنند ، و به روز سختى و گاه نام آورى ، چون كوهى آتشفشان و پر شراره ثابت قدم و استوارند . ما خاندان بنى عمرو ، بارها در ميدانهاى نبرد به قلب دشمن يورش برده ، ديوارهاى ترس و بيم را بر سر دشمن خراب كردهايم . اين ما - خاندان بنى عمرو - بوديم كه در نبرد يرموك صفوف به هم فشردهء دشمن را از هم شكافتيم ، و بقيهء سپاه اسلام را از چنگال رزم آوران رومىهايى بخشيديم . و سپس به صورت دعا مىگويد : مباد روزى كه سپاهيان هراكليوس خود را روياروى گردان و دلاوران تميم نبينند ، تا هميشه ضرب شصت ما را به خاطر داشته ، بدانند كه هرگز از عهدهء ما بر نخواهند آمد ! دست آورد افسانههاى سيف رجزها و حماسههاى آتشينى است كه رزم آورىهاى قرمانان خيالى خاندان تميم را ثابت و تأييد مىكند ، و وجود شاعرى حماسه سرا و رزم آور به نام « ابو مفزر ، اسود بن قطبه » از خاندان بنى عمرو تميم به خواننده مىقبولاند .