السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

39

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

456 هجرى ، و « انساب سمعانى » در گذشته به سال 562 هجرى . 6 - و همچنين به كتاب‌هايى كه به شرح حال اصحاب رسول خدا پرداخته‌اند ، چون « اسد الغابه » و « اصابه » و ديگر منابع چه چاپى و چه خطى تا آن جا كه دسترسى داشتيم . 7 - و نيز در اين جست و جو و تحقيق به تاريخ‌هاى عمومى مانند « تاريخ خليفة بن خياط » در گذشته به سال 240 هجرى ، و « تاريخ طبرى » در گذشته به سال 301 هجرى و ديگران ؛ و تواريخى كه به شرح قسمت مخصوص از تاريخ عمومى جهان پرداخته چون ، « صفين ابن مزاحم » در گذشته به سال 212 هجرى ، و « تاريخ دمشق » نوشتهء ابن عساكر متوفى به سال 571 هجرى و ساير منابع و مصادر معتبر . 8 - كتاب‌هاى ادبى را نيز در اين پى جويى از نظر دور نداشته به دورهء « اغانى اصفهانى » در گذشته به سال 356 هجرى ، و « المعارف ابن قتيبه » متوفى به سال 276 هجرى ، و « العقد الفريد » ابن عبدربه در گذشته به سال 328 هجرى و كتاب‌هاى ديگر مراجعه كرده‌ايم . سر انجام پس از اين همه تلاش و تحقيق كه ناگزير عمرى را به دنبال خود كشيده است به اين نتيجه رسيده‌ايم كه تمامى احاديثى كه در آنها نام اين قبيل صحابى رفته است ، اسنادش تنها و تنها به سيف بن عمر تميمى منتهى مىشود . گذشته از آن همه تحقيق در اسناد احاديث سيف ، در متن هر خبرى كه از او دربارهء چنان اصحابى روايت شده بود نيز به تحقيق و تتبع پرداخته‌ايم و آن را با متن همان خبر كه از راويان حقيقى ديگر روايت شده بود به مقايسه و مقارنه نشسته‌ايم . كه در آخر نتيجهء اين تحقيق و بررسى به يكى از اين دو صورت زير حاصل گرديده است : 1 - يا خبرى كه سيف روايت كرده است ، از نظر محتوى و متن تماماً ساختگى و دروغ است ، خواه خطبه و معجزه‌اش . جنگ و صلحش نقش آفرين و قهرمانش ، مكان و زمانش ، و حماسه‌ها و اشعارش ، خواه از نظر اسناد و راويانش كه نمونهء آن را در همين كتاب ، در اخبار وجود افسانه‌اى شخصى به نام طاهر ابو هاله تميمى پسر خديجه و ناپسرى رسول خدا ، كه سيف آن را آفريده و شركت او در جنگ‌هاى ارتداد چون جنگ ( اخابث ) و محل وقوع آن جنگ ، و يا خبراط فرزند ابواط تميمى و نام رودخانه‌اى كه به او نسبت داده است ، و از اين قبيل اخبار كه سراپا ساختگى و دروغ است و هيچ يك از تار و پود آنها با واقعيت تطبيق نمىكند . 2 - يا اين كه سيف خبر يك واقعهء حقيقى را به نحوى از انحناء تحريف كرده است . مثلًا نقش آفرين يا نقش آفرينان واقعه‌اى را تغيير داده و در آن كار خوب يكى از اصحاب يا تابعى يمانى قحطانى را به ميل خود ، به فردى عدنانى مضرى ، نسبت داده و يا بر عكس . كارى ناروا و ناشايست صحابى و يا تابعين عدنانى و مضرى را به فردى يمانى