السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
33
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
بررسى درمىيابيم كه منشاء خبر براى آن دانشمند متأخر ، همين نويسنده و دانشمند مقدم بوده است نه كسى ديگر . اين جا است كه حكم مىكنيم ، خبر مزبور را فلان دانشمند متأخر ، از فلان دانشمند متقدم بر خود گرفته است . مثال زير مطالب بالا را كاملًا روشن مىكند : افسانهء سبائيان را كه در جلد اول كتاب عبد الله سبأ آوردهايم ، در همان جا ثابت كردهايم كه اين افسانه را تاريخ نويسان پيشين ، و نويسندگان متأخر و محققين و حتى مستشرقين ، هر كدام به نوبهء خود يكى از ديگرى گرفتهاند و سند و مدرك آنها در اين داستان به يكى از چهار مصدر زير منتهى مىشود : 1 . تاريخ طبرى ؛ متوفى سال 310 ه - 2 . تاريخ دمشق ؛ ابن عساكر متوفاى سال 571 ه - 3 . التمهيد و البيان ؛ ابن ابى بكر متوفاى سال 741 ه - 4 . تاريخ اسلام ؛ ذهبى متوفاى سال 748 ه - مطلب را پى مىگيريم و اسناد داستان سبائيان را در آن مصدر به جست و جو مىنشينيم و در نتيجه متوجه مىشويم كه همگى آنها مطلب خود را فقط از سيف بن عمر گرفته و در تاريخ خود ثبت كردهاند و سلسلهء اسناد خود را تا به سيف بن عمر دقيقاً تعيين و مشخص نمودهاند . و اين جا است كه پس از اين همه پى گيرى بر ما ثابت و مسلم مىشود كه در ذكر اين افسانهها ، سيف منحصر به فرد است ، و داستان سبائيان با آن همه آب و تاب فقط و فقط از مغز او تراوش كرده است نه شخص ديگر ! سيرى در زندگانى سيف و زمان او در اين نوبت شخص سيف را مورد مطالعه قرار مىدهيم و در اين سير و سياحت متوجه مىشويم كه : 1 - سيف فعاليت ادبى خود را در ربع اول قرن دوم هجرى آغاز كرده است . قرنى كه در آن تعصبات قبيلهاى در جهان عرب غوغا مىكرد و شعرا و سخنوران قبايل خاصه عدنان از شمال شبه جزيره ، و قحطانيان ساكنان جنوب ، در مدح و ثناى خويش و هجو و بد نام ساختن ديگرى به جان يك ديگر افتاده ، شماليان ، جنوب نشينان را ، و جنوبيان ساكنان شمال شبه جزيره را به باد دشنام و ناسزا ، گرفته و عظمت ، نسب ، شخصيت و افتخارات خود را برخ ديگرى مىكشيدند . در اين ميان سيف كه مردى عدنانى و سخت متعصب بوده است ، در اظهار تعصبات قبيلهاى با خلق و اشاعهء افسانهها و قهرمانان خيالى از قبايل مختلف عدنان خاصه تميم و به خصوص خاندان خويش تيرهء « اسيّد » و ساختن