السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

50

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

گرفتن آنها در شكم تاريكى و ظلمت ، آميختگى روشنايى با تاريكى را به وجود آورده است كه زمان و دورهء حال مىباشد . كه خود اين دوره سر آغاز دورهء رهايى ناميده مىشود ، رهايى نور از ظلمت و تاريكى . فرمانرواى جهان روشنايى با اين عمل خود نخستين فداكارى را در جهان هستى انجام داده است ، فداكارى او و فرزندانش در راه رهايى روشنايى از زندان تاريكى ها . نبرد بين جهان روشنايى و تاريكى آغاز شده ، نور بر سر آن است كه پاره هاى خود را از شكم تاريكى برهاند ، و جهان تاريكى خواهان آن است كه پاره هاى نور همچنان گرفتار زندان پليدى هاى او باشند . از اين طرف ، خداوند جهان نور فرشتگان و خدايان كوچك ديگرى را بيافريد و به يارى انسان ازلى فرستاد . انسان ازلى خودش به يارى اين فرشتگان و خدايان كوچك از چنگال ظلمت و تاريكى رهايى يافت ، ولى همچنان فرزندانش گرفتار و در بند شكم ديوان ظلمت و تاريكى باقى ماندند . جهان روشنايى ، براى رهايى پاره هاى خود ، اين جهان آفريد ، و جهان تاريكى نيز براى نگه داشتن نور به نام زندانى خود ، به كارهاى پليد و ناپاكى دست زدكه از آن ميان ، نخستين بار دو تن از رياست ديوان را كه فرزندان انسان ازلى را خورده بودند با يك ديگر در آميخت و در نتيجه آميزش اين دو آدم ابو البشر ( پدر همهء انسان ها ) متولد شد كه جزء بزرگى از نور درونش زندانى بود . آن دو ديو بار ديگر با يك ديگر در آميختند ، و در اين بار حواء ( مام همه انسان ها ) كه اندكى نور در خود داشت به دنيا آمد . در اين موقع خداوند جهان نور ، عيسى را به همراهى يكى از خدايان كوچك به كمك آدم فرستاد و او را رهبانيت بياموخت تا از مادينهء هم جنس خود يعنى حوا بپرهيزد . ديو نر چون چنين ديد با دختر خود حوا در آميخت و قابيل به وجود آمد ، قابيل با مادرش حوّا هم بستر شد و هابيل به دنيا آمد ، و بار ديگر با وى آميزش كرد و دو دختر بزاد ، و در هر زاد و ولد زندانى درون زندان ديگر بر پاره هاى خدايى نور قرار مىگرفت ، و به اين ترتيب و تا به امروز و نيز تا آن هنگام كه زاد و ولدى در كار