السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
40
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
زنديق در زبان عرب نام زنديق نخست در زبان عرب به پيروان مانى اطلاق مىشد كه جهان را از دو اصل ازلى نور و ظلمت مىپنداشتند و به همين سبب آنها را دوگانه پرست مىشناختند . سپس اين نام اطلاق شد به ماديون ، آنان كه منكر خدا و پيروان و كتاب هاى آسمانى هستند ، و معتقد به ابديت جهان ، و منكر دنياى ديگر و عوالم ما بعد الطبيعه مىباشند . بعد اين نام بر كسى گذاشته شد كه منكر يكى از اصول دين اسلام باشد و يا رأيى ارائه دهد كه آن رأى در نتيجه منكر يكى از اصول عقايد باشد ( 3 ) . پس از آن اين نام تغيير جهت داد ، و به هر كس كه مخالف مذهب اهل سنت بود اطلاق گرديد و در آخر به هر شاعر ياوه گو و بى شرم و حيايى كه بى ملاحظه دم از معشوق مىزند و يا هر نويسنده اى از اين قبيل و طرف داران آنها گفته مىشد . « 1 » تعريف زندقه در دستگاه خلافت شايد قديمى ترين تعريفى كه به صورت رسمى و دولتى از زنديقان شده است در متن وصيت زير باشد كه مهدى خليفهء عباسى به ولى عهد و فرزندش موسى نموده است . زنديقى را به خدمت مهدى خليفه مىآوردند ، و خليفه به او پيشنهاد توبه مىكند و چون آن زنديق زير بار نمىرود ، خليفه دستور مىدهد تا گردنش را بزنند و جنازه اش را بر دار بياويزند . پس از اين پيش آمد مهدى خليفه روى به فرزندش كرده و مىگويد :
--> ( 1 ) . همچنين در دايرة المعارف اسلامى نظرات ديگرى دربارهء وجه تسميهء ( زنديقان ) وجود دارد كه ما آن را چندان درست ندانستيم از جمله اين كه : ( زندقه ) معرب ( زندگر ) يا ( زنده گر ) كه به معناى مجدد دين و زنده كنندهء آن ، و يا آن كه معرب ( زن دين ) است كه نمايان گر دين زنان مىباشد ، و يا از ( زنديك ) نشان گر پيروان كتاب زند مزدك مىباشد كه از دين مانى مشتق شده است .