السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

10

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

و روشن مىسازد كه چگونه نويسندگان بعد از وى بر يك منبع و يا ساير اين منابع استناد كرده اند . پس از آن ، ليست تعدادى از علمايى مىآيد كه نظر خود را دربارهء ارزش اخبار سيف از زمان ابو داوود متوفّاى سال 275 هجرى ( در كتاب اشتباها 316 هجرى نوشته شده ) تا ابن حجر متوفّاى سال 852 هجرى بيان داشته اند . تمام آنها از سيف انتقاد كرده و كلماتى و جملاتى چون « ضعيف » ، « روايات او متروك است » ، « بى ارزش » ، « دروغگو » و « احتمال اينكه او زنديق است » و مانند اين ها دربارهء او به كار برده اند . اين علماء همگى بر غير قابل اعتماد بودن روايات سيف و حتى جعلى بودن آنها متفّق القولند . اين يك بحث قوى و قانع كننده اى است . من در مطالعات نظريات علماء دربارهء راويان حديث متوجّه شدم كه همگى با هم - در تقويت تضعيف يك راوى - موافق نيستند . ولى دربارهء سيف هيچ گونه مخالفتى وجود ندارد و آدمى را به شگفتى مىاندازد ( و مبهوت مىسازد ) كه چگونه - با اين حال - نويسندگان بعدى به آسانى روايات او را قبول كرده اند . امّا مىخواهيم راجع به طبرى كه در نقل اخبار سيف هيچ ترديدى نكرده است اظهار نظرى كرده باشم . با توجه به سبك تاريخ نگارى مدرن امروز ، تاريخ طبرى يك اثر تاريخى به شمار نمىرود ، چون چنين به نظر مىرسد كه هدف اصلى او نوشتن تمام رواياتى بوده است كه به آنها دسترسى پيدا كرده ، بدون اين كه لازم بداند اظهار نظرى دربارهء ارزش و اعتبار آنها كرده باشد . بنا بر اين يك نفر مىتواند به راحتى بفهمد كه بعضى از روايات او از روايات ديگرش ضعيف تر است . شايد بتوانيم او را از به كار بردن روشى كه امروز قابل قبول نمىباشد معذورش بداريم . حدّاقل او اطلاعات بسيار زيادى را در اختيار ديگران قرار داده است . دانشمندان نكته سنجى مانند شما مىتوانند روايات صحيح ( و معتبر ) را از روايات جعلى تشخيص دهند . بررّسى ( و بحث ) شما در مورد رواياتى كه سيف ذكر كرده است به شيوهء بسيار جالب و مؤثّرى عنوان گرديده است ، اوّل روايات سيف را - آورده ايد - و سپس رواياتى