السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
98
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
پس از چهل شب ، جبرئيل آمد و گفت : اى داود ! خداوند بر تو بخشود ، و تو مىدانى كه خداوند عدل مطلق است و منحرف نگردد . فرداى قيامت با فلان [ اوريا ] كه مىگويد : خدايا ! « خون من بر عهده داود است » چه مىكنى ؟ جبرئيل گفت : من درباره آن از پروردگارت سؤال نكردهام و اگر بخواهى چنين كنم . گفت : آرى ، جبرئيل خشنود گشت و داود به سجده افتاد . جبرئيل تا آنجا كه خدا مىخواست درنگ كرد و سپس فرود آمد و گفت : اى داود ! آنچه مرا به دنبالش فرستادى از خدا پرسيدم ، فرمود : به داود بگو : خداوند در روز قيامت شما دو نفر را گردهم آورد و به او گويد : خونت را كه برعهده داود دارى به من ببخش . مىگويد : از آن توست اى خداى من ! خداوند مىفرمايد : هر چه را از بهشت خواستى يا تمايل داشتى ، در عوض براى تو باشد . * * * روايات داستان نبى خدا داود در كتب تفسير مكتب خلفا بدينگونه است . در بخش آينده سند اين روايات را مورد بررسى قرار مىدهيم . بررسى اسناد اين روايات الف ) وهب بن منبّه پدر وهب از ايرانيانى است كه كسرى [ خسرو ] او را به يمن فرستاد . در شرح حالش در طبقات ابن سعد آمده است : وهب گويد : « من نود و دو كتابِ نازل شده از آسمان را قرائت كردهام كه هفتاد و دو تاى آن در كنيسهها و در دسترس مردم بود و بيست عدد آن را تنها اندكى مىدانند . » دكتر جواد على گويد : « گفته مىشود : وهب ريشه يهودى دارد و مدعى بوده كه يونانى و سريانى و حميرى و خواندن كتابهاى پيشين را مىدانسته است . » در كشف الظُّنون يكى از تأليفات او را قصص الانبياء نام برده است . « 1 » ب ) حسن بصرى حسن بصرى ، ابو سعيد ، پدرش غلام زيد بن ثابت انصارى بود . دو سال پيش از پايان
--> ( 1 ) . طبقات ابنسعد ، ج 5 ، ص 395 ، چاپاروپا ؛ كشفالظنون ، ص 1328 ؛ تاريخالعرب ، دكتر جوادعلى ، ج 1 ، ص 44 .