السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
93
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
بدين خاطر ، هيچگاه از بندگان مخلص خدا گناه و خطاى ناروا صادر نگردد . مثال آنان در اين باره مثال انسان بينا و نابينايى است كه با هم در مسيرى ناهموار و پرمهلكه طى طريق مىكنند . بينا از مهالك و پرتگاهها دورى كرده و همراه نابينايش را نيز ، آگاه مىكند تا از آنها دورى نمايد . و يا مانند انسانهاى تشنهاى كه روياروى آنان آب ظاهرا گوارايى است و جانشان را به نوشيدنى و فرو نشاندن تشنگى فرا مىخواند . و در ميانشان طبيبى است مجهز به ميكروسكپ كه با آن انواع ميكربهاى كشنده را مشاهده كرده و دستور مىدهد تا آن را پيش از مصرف تصفيه نمايند . مثال بندگان مخلَص خدا در ديدن « برهان » الهى و بصيرت به حقايق اعمال و آثار زشت و زيباى آن نيز ، بدينگونه است . آنان با چنين ديدى كه از زشتى انجام گناه و قباحت آن در دنيا ، و تجسم آتشين و جاودان آن در آخرت دارند ، ممكن نيست كه با اراده و اختيار خود به انجام گناه يا ترك واجب اقدام نمايند . اما شبهاتى كه پيرامون عصمت انبياء آورده و به آيات متشابه قرآنى استشهاد كردهاند ، برخى نتيجه خطا و اشتباهى است كه در تأويل و معناى آنها كرده و برخى ديگر به خاطر تفسير اين آيات با روايات جعلى و ساختگى است . و ما براى پرهيز از طول بحث ، تنها به آوردن نمونههايى از هر دو نوع بسنده مىكنيم : الف ) روايات دروغينى كه عليه نبى خدا داود و خاتم انبياء محمد صلىاللهعليهوآله ساختند در اين بخش ، روايات ازدواج داود با بيوه اوريا و خاتم انبياء صلىاللهعليهوآله با زينب مطلَّقه زيد را مورد بررسى قرار مىدهيم : ازدواج داود در قرآن كريم خداوند سبحان در سوره صلىاللهعليهوآله مىفرمايد : اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ * وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ * وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ * وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ * إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ * إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ * قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ