السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
45
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
بيان شأن نزول اين آيات و غير آنها ، كه در حديث رسول خدا صلىاللهعليهوآله آمده ، با سياست خلفاى سهگانه مخالف بود . بدين خاطر ، شعار : « حسبنا كتاب اللّه » را اعلام كرده و قرآن را از « حديث » رسول اللّه صلىاللهعليهوآله ، بدينگونه جدا ساختند : ابتدا ابوبكر دستور داد نسخهاى از قرآن را جداى از « حديث » رسول خدا صلىاللهعليهوآله بنويسند . اين كار در زمان خلافت عمر پايان يافت . وى پس از آن ، كار خود را در منع و جلوگيرى از نشر حديث پيامبر صلىاللهعليهوآله آغاز كرد . پس از وفات عمر كه ميان برخى از صحابه و تابعين با بنىاميه و خويشاوندان عثمان درگيرى و دشمنى پديد آمد ، دشمنان آنان شروع به روايت احاديث رسول خدا صلىاللهعليهوآله در نكوهش هيئت حاكمه خلافت كردند . به ويژه كه هنوز مصاحف برخى از مخالفان با بيان رسول اللّه صلىاللهعليهوآله در اختيارشان بود و به احاديث آن استدلال مىكردند . عثمان كه چنين ديد به پاخاست و به تثبيت و اجراى اين شعار پرداخت كه : « قرآن را از حديث رسول خدا صلىاللهعليهوآله جدا كنيد . » پس از آن ، نسخه جداى از حديث پيامبر صلىاللهعليهوآله را از امالمؤمنين حفصه گرفته و از روى آن چند نسخه استنساخ و آنها را به شهرهاى مسلمانان فرستاد و ديگر مصاحف صحابه را كه صاحبانش ، نص آيات را همراه با بيان و تفسيرى كه از رسول خدا صلىاللهعليهوآله شنيده بودند در دست داشتند ، همه را جمع كرده و آتش زد . ديگر مسلمانان نيز ، پس از آن واقعه ، مصحفهاى خود را از روى اين مصحف كه از بيان رسول خدا صلىاللهعليهوآله خالى بود استنساخ كردند . پس از آن ، واژه « مُصْحَف » نامى شد عَلَم براى قرآنِ مجرد و جدا از بيان رسول خدا صلىاللهعليهوآله . مرور زمان نيز باعث شد تا مسلمانانِ دورههاى بعد ندانند كه در مصاحف صحابه ، نص قرآنى با بيان تفسيرى رسول خدا صلىاللهعليهوآله همراه بوده است . هنگامى كه منصور خليفه عباسى در سال 143 هجرى علماى مسلمان را به تدوين علوم برانگيخت ، و متخصصان علوم قرآنى به نوشتن بيان و تفسير آيات - همان گونه كه در زمان رسول خدا صلىاللهعليهوآله بود - مبادرت كردند ، مُصْحَفى كه در آن ، نص قرآنى با بيان تفسيرى آيات همراه بود ، تفسير ناميده شد .