السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
119
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
هدايتت نمايد * و خداوند ياريت مىكند ، يارى شكستناپذير . شرح و تفسير واژهها الف ) فَتَحْنا : گشوديم . مراد از فتح در اينجا ، صلح حديبيه است . خداوند از آن رو فتح و فيروزىاش فرموده ، كه عزت و شوكت مشركان قريش را درهم شكست ، و قدرت دشمنى با رسول خدا صلىاللهعليهوآله و آماده كردن سپاه را از آنان گرفت ، و راه ورود پيامبر صلىاللهعليهوآله به مكه را گشود و آن را فتح كرد . ب ) لِيَغْفر : تا بپوشاند . غفران : پوشاندن . ج ) ذنبك : دنباله و پىآمد كارت . راغب اصفهانى گويد : « ذنب » در اصل ، گرفتن دنباله و ذنب هر چيز است . « أذنبته » يعنى : دنبال او را گرفتم . كاربرد اين واژه در كارهايى است كه آينده وخيم و ناهنجار دارند . جمع « ذنب » ذنوب است . « 1 » تأويل و معناى آيه براساس معناى لغوى از جمله اخبار « صلح حديبيه » ، روايت مغازى واقدى است كه فشرده آن چنين است : . . . و عمر به سوى رسول خدا صلىاللهعليهوآله خيز برداشت و گفت : آيا ما مسلمان نيستيم ؟ فرمود : « چرا . » گفت : پس چرا در دينمان به پستى و زبونى تن دهيم ؟ رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود : « من بنده خدا و فرستاده او هستم و هرگز نافرمانىاش نكنم و هرگز ضايعم نكند . » و عمر پيوسته رسول خدا صلىاللهعليهوآله را پاسخ مىگفت . سپس با ابوبكر و ابوعبيده - در اين باره - به گفتگو پرداخت و آنها پاسخش داده و نظرش را رد كردند . عمر خود در اين باره گويد : در آن روز چيزى از شك و ترديد بر من وارد شد ، و به گونهاى به پيامبر بازگشتم كه هرگز بمانند آن نكرده بودم . . . تا آخر روايت . « 2 » اين سوره نازل شد و اعلام داشت كه صلح حديبيه براى رسول خدا صلى الله عليه وآله و مسلمانان عين فتح و فيروزى است ، و آنچه را كه مشركان پىآمد و دنباله كارهاى پيامبر صلى الله عليهوآله و گناه او به شمار آوردهاند ، يعنى : سفيه خواندن آنها و كوبيدن بتهايشان در مكه ، و كشتن آنها در جنگ بدر و احد و . . . خداوند به وسيله اين صلحِ فتحآور ، همه را پوشاند . و جمله : ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر در اين سوره از جهت معنى به مانند جمله : و لهم على ذنب و
--> ( 1 ) . مفردات راغب ، ماده ذنب . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 606 و 607 ، كه ما فشرده آن را آورديم .