السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

117

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )

ك ) غفرنا : پوشانديم ، غفر اللّه ذنوبه ، يعنى خداوند گناهان او را پوشانيد و مستور نمود ، يعنى آثار دنيايى و آخرتى آن را محو كرد . ل ) زُلفى : قرب و منزلت و نزديكى . م ) مآب : بازگشتگاه ، محل مراجعت . ن ) خليفه : جانشين [ و خليفه خدا در زمين ، جانشين خدا در آن است ] و آنچه گفته شده كه مقصود از « خليفة اللّه » در قرآن كريم ، نوع انسان است ، صحيح نيست . بلكه « خليفة اللّه » در روى زمين تنها همان امام منصوب است كه خداوند او را براى هدايت مردم و قضاوت در ميان آنان برگزيده است . اين معنى در سخن خداى متعال به داود آشكار است : يا داود انا جعلناك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحق ؛ اى داود ! ما تو را خليفه و جانشين در روى زمين قرار داديم . پس ، ميان مردم به حق قضاوت كن . س ) الخِيَرَة : ترجيح دادن ، حق گزينش ، بهترگزينى . ع ) وَطَرَ : نياز ، اهتمام . قَضى وَطَرَه : نيازش را برآورد به او دست يافت . ف ) أدعياؤهم : فرزند خوانده‌هاشان ، مفرد آن مىشود : الدعى ، يعنى كسى كه به قومى منسوب مىگردد و از آنان نيست . بارزترين مصداق آن ، « فرزندخوانده » است . ص ) سنة اللّه : نظام الهى ، حكم خدا و شريعتى كه بر پيامبران پيشين فرستاده است . ق ) قدرا مقدورا : تدبير به اندازه . ر ) جُذاذا : قطعه‌قطعه ، شكسته شده . ش ) فتى : جوان نورسيده ، جوان بانشاط . مرد كامل ، و نيز به غلام و كنيز از روى محبت « فتى » گويند . ت ) نَكَسُوا : سرشكسته شدند ، سرافكنده شدند . ض ) السقاية : ظرف آب خوردن ، پيمانه . ظ ) ألعير : كاروان و كاروانيان . غ ) صُواع : همان « سقاية » قبلى است ، پيمانه . خ ) زعيم : ضامن ، كفيل .