السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
111
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
او همه بتها را درهم كوبيد ، جز بزرگترشان را ، تا شايد به سوى او بازگردند * گفتند : چه كسى با خدايان ما اين چنين كرده ، راستى كه او از ستمكاران است * گفتند : شنيديم جوانى آنها را ياد مىكرد كه ابراهيماش نامند * گفتند : او را در ديدگاه مردم آوريد تا شايد گواهى دهند * گفتند : تو با خدايان ما اين چنين كردهاى اى ابراهيم ؟ * گفت : بلكه بزرگترشان ، اين چنين كرده است ، از خودشان بپرسيد اگر سخن مىگويند * آنان به خود بازگشتند و گفتند : راستى كه شما خودتان ستمكاريد ؟ سپس بر سرهايشان واژگون شدند [ و گفتند : ] تو خود مىدانى كه اينها سخن نمىگويند . 3 . خداوند در سوره يوسف مىفرمايد : مأموران وى به برادرانش گفتند : انكم لسارقون ؛ شما دزدانيد . در حالى كه آنان « پيمانه » شاه را سرقت نكرده بودند . مشروح داستان در قرآن كريم چنين است : فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ * قالُوا وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ ما ذا تَفْقِدُونَ * قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ * قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كُنَّا سارِقِينَ * قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ * قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزاؤُهُ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ * فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ * قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ * قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ؛ « 1 » و هنگامى كه جهاز و بارشان را مجهز و آماده كرد ، « پيمانه » را در بار برادرش جاى داد . سپس ندا كنندهاى فرياد زد : اى كاروانيان ! شما دزدانيد ! * آنان رو به مأموران كرده و گفتند : چه گم كردهايد ؟ * گفتند : پيمانه شاه را . و هر كس آن را بياورد ، يك بار شتر دارد و من ضامن آنم * گفتند : به خدا سوگند شما مىدانيد كه ما براى فساد در زمين نيامدهايم ، و ما سارق نيستيم * گفتند : اگر دروغ بگوييد كيفر دروغگو چيست ؟ * گفتند : كيفر او ، هر كس كه در بارش
--> ( 1 ) . سوره يوسف ، آيات 70 - 78 .