السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
103
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
بيشتر راويانِ روايات اسرائيلى همان مىكنند كه حسن بصرى كرده و روايات اسرائيلى را مرسل و بدون سند و مدرك مىآورند . و بدين خاطر ، كار اين روايات بر غير متخصصين و آنان كه علم دراية الحديث نمىدانند ، پوشيده مىماند . سوم : روايت يزيد رقاشى يزيد بن ابان گويد : اين روايت را از انس صحابى و وى آن را از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيده است . و بدين وسيله ، بر انس و بر رسول خدا صلى الله عليه وآله دروغ بسته است ، و در همان حال در جامعه اسلامى فردى زاهد و عابد و گريان به شمار است . حال ، اثر رواياتى كه امثال يزيد بن ابانِ عابد و زاهد در مواعظ و قصههاى خود به خورد مردم مىدهند چه مقدر است ، خدا مىداند و بس ! و آيا افراد ناوارد و غير متخصص در علم دراية مىتوانند بفهمند كه يزيد رقاشى آنچه را از حسن بصرى شنيده به انس و رسول خدا صلىاللهعليهوآله نسبت داده است ؟ بويژه كه مفسران بعدى مانند طبرى [ متوفاى 310 هجرى ] تا سيوطى [ متوفاى 911 هجرى ] نيز يكى پس از ديگرى اين گونه افسانهها را در قالب حديث وارد تفسيرهاى خود كردهاند ! نقل روايات اسرائيلى و ساختگى ، تنها به افرادى كه در اينجا نام برديم ، محدود نگردد . بلكه اين گونه روايات را از ديگر صحابه و تابعين نيز ، روايت كردهاند . مانند : 1 . عبداللّه بن عمرو بن عاص : وى كه دو خُرجين از كتابهاى اهل كتاب را در يكى از غزوات به دست آورده بود ، بدون اشاره به هر گونه مدركى از آنها روايت مىكرد . 2 . تميم دارى : او ابتدا راهب نصرانى بود ، سپس اسلام آورد و در مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله در روز جمعه پيش از خطبه عمر بن خطاب ، براى مردم قصه مىگفت . اين قصهگويى در زمان عثمان به هفتهاى دو روز گسترش يافت . 3 . كعب الأحبار : در زمان عمر اسلام آورد ، و از علماى مسلمان عصر عمر و عثمان به شمار آمد . پس از آن نوبت به گروه بعدى رسيد كه اين روايات اسرائيلى را از گروه پيشين گرفته و براساس آنها به تفسير قرآن پرداختند . مانند : 1 . مقاتل بن سليمان مروزى [ متوفاى 150 هجرى ] وى از مفسران مشهور كتاب خدا در مكتب خلفاست . شافعى درباره او گويد : مردم