السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
74
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
استخدام كرده بود ، يادآور شده است ؛ « 1 » و ما نيز ، نام برخى از آنها را در كتاب « نقش عايشه » آوردهايم . « 2 » و سوگمندانه ، همه اين احاديث ساختگى را جزئى از « سنت پيامبر » به شمار آوردهاند ، و واى بر كسى كه آن را انكار كرده و بدان ايمان نياورده و آن را تصديق ننمايد ! ! « 3 » در زمان عمربن عبدالعزيز عمربن عبدالعزيز كه به حكومت رسيد ، ممنوعيت نوشتن « سنت رسول خدا ( ص ) » را بر طرف كرد به مردم مدينه نوشت : « حديث رسول خدا ( ص ) را مورد توجه قرار دهيد و آن را بنويسد كه من از نابودى علم و رفتن صاحبان آن بيمناكم ! » . و « ابنشهاب زهرى » اولين كسى بود كه در سلا يكصدم هجرى به دستور عمربن عبدالعزيز به تدوين حديث پرداخت ؛ « 4 » ولى اين كار با فوت عمر در سال 101 نيمه تمام ماند و آنچه تدوين شده بود نيز ، مفقود گرديد !
--> ( 1 ) . همان ، ج 1 ص 358 . ( 2 ) . نقش عايشه در تاريخ اسلام ، باب : « هماره با معاويه » . ( 3 ) . خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ( ج 4 ص 7 ) روايت كند و گويد : « نزد هارون الرشيد با حضور يكى از بزرگان قريش ، سخن از اين حديث ابوهريره به ميان آمد كه گودى : « موسى آدم را ملاقات كرد و گفت : « تو همان آدمى هستى كه ما را از بهشت بيرون كردى ؟ » آن مرد قريشى گفت : « موسى در كجا آدم را ملاقات كرد ؟ » راوى گويد : رشيد خشمگين شد و گفت : « شمشير و زيرانداز مرگ را بياوريد كه به خدا سوگند ، اين زنديق است و بر حديث رسول خدا ( ص ) عيب مىگيرد ! » و راوى اين قصه - ابومعاويه - پيوسته او را به آرامش مىخواند و مىگفت : « يا اميرالمؤمنين ! چيزى از دهانش پريد و نفهميد ! » تا آنگاه كه او را آرام كرد ! ( 4 ) . فتح البارى ، ج 1 ص 218 ، باب كتابة العلم . .