السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

65

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

هاجر و پسرش اسماعيل در مكه جدا شد و آب آشاميدنى آنها تمام گرديد و دچار تشنگى شدند و اسماعيل از شدت تشنگى به خود مىپيچيد ، هاجر به سوى « صفا » رفت تا شاهد آن حالت نباشد . سپس بر بلنداى آن شد و به اطراف نگريست تا شايد كسى را ببيند ؛ و چون كسى را نيافت از صفا فرود آمد و به زمين هموار كه رسيد ، همانند انسانى تلاشگر به « سعى » و كوشش پرداخت تا هموارى را پيمود و به « مروه » رسيد و بر بلنداى آن شد و به اطراف نگريست تا شايد كسى را ببيند ؛ و چون در آنجا كسى را نيافت ، اين رفت و آمد را هفت بار ادامه داد . » ابن‌عباس گويد : « رسول خدا ( ص ) فرمود : « اين همان سعى مردم در بين صفا و مروه است . . . » « 1 » * * * خداوند « سعى » ميان « صفا و مروه » را بخشى از مناسك حج قرار داد تا يادآور « سعى » هاجر و بزرگداشتى براى كار بزرگ او باشد . مستحب بودن « هروله » و تند رفتن حاجيان در فاصله هموار ميان « صفا و مروه » نيز ، زنده كردن ياد « هروله » و تند رفتن‌هاى تلاشگرانه هاجر در آنجاست . ج - رمى جمره احمد و طيالسى در مسندهاى خود از رسول خدا ( ص ) روايت كنند كه فرمود : « جيرئيل ابراهيم ( ع ) را به سوى « جمره عقبه » ( / پرتابگاه آخرين ) برد و شيطان را به او نشان داد . ابراهيم ( ع ) با هفت عدد سنگ او را « رمى » كرد تا ناپديد شد . سپس او را به سوى « جمره وسطى » و ميانه برد و شيطان را به او نماياند و ابراهيم

--> ( 1 ) - همان ص 158 . و معجم البلدان مادّه « زمزم » و تاريخ طبرى و ابن‌اثير در شرح حال اسماعيلع .