السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

57

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

وبخارى و مسلم از عايشه روايت كنند كه گفت : « رسول خدا ( ص ) قرائت مردى را در مسجد شنيد و گفت : « خداى رحمتش كند كه آيه فلان و فلان از سوره فلان را كه جا انداخته بودم به يادم آورد ! » « 1 » * * * در آنچه گذشت ، ديديم كه « زيدبن عمروبن نفيل » پسر عموى خليفه عمر خداترس‌تر از رسول خدا ( ص ) بود و از خوردن گوشتى كه براى مجسّمه‌ها و بت‌ها قربانى شده بود امتناع مىكرد ، در حالى كه رسول خدا ( ص ) آن را مىخورد . و « ورقه‌بن نوفل » نصرانى در مىيافت كه آنكه نزد رسول خدا ( ص ) آمده جبرئيل است ، ولى رسول خدا ( ص ) او را نشناخت و ترسيد كه جن زده شده و آيات سوره « اقرأ » از قافيه پردازيهاى اجنه باشد . و « سحر » يهود در رسول خدا ( ص ) چنان اثر كرد كه مىپنداشت كارى انجام مىدهد و انجام نمىداد . و رسول خدا ( ص ) آياتى از قرآن را جا انداخته و آن را فراموش كرده بود تا آن صحابى آنهارا تلاوت كرد . و دستور داد نخل‌ها را تلقيح نكنند تا اصلاح گردند و چون آفت زده شدند به آنها گفت : « شما به امور دنياى خود از من داناتريد . » و به آواز دختركان انصارى گوش فرا داد و ابوبكر آن را ناخوش داشت . و به عمر گفت : « شيطان از تو فرار مىكند . » * * * اين گونه احاديث و امثال آنها اثبات مىكنند كه رسول خدا ( ص ) در عصر

--> ( 1 ) - صحيح بخارى ، كتاب الشهادات . صحيح مسلم ، كتاب فضائل القرآن حديث 224 . سنن ابوداود كتاب التطوع حديث 1331 و كتاب الحروف و . . . حديث 3970 .