السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
28
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
بيتالمقدس و نويسندگان روزنامههاى اسلامى و دانشمندان و خطيبان و رهبران جنبشهاى اسلامى همانند ابوالحسن ندوى و ابوالاعلى مودودى رئيس جماعت اسلامى پاكستان در آن روز و ديگران ملاقات و مذاكره كردم . كار خود را در مدينه از همكارى با اعلاميهها و نشرياتى كه براى توزيع در بين حاجيان آماده مىكردند آغاز و سبك نگارش آنها را متوازن و ابعاد نهضت اسلامى ايران را در آنها شرح و بسط داديم و ستمگرى حكومت طاغوت و مزدورى اش براى كفر را بيان داشتيم و مسلمانان را به يارى ابناى امت اسلامى در ايران فراخوانديم و ترجيح داديم كه توزيع آنها در شب عيد و در مشعر الحرام باشد ، كه ناگهان در عصر هفتم ذىالحجه در مكه مكرمه متوجه شدم كه مسئول توزيع ، برخى از آنها را در حرم شريف پخش كرده و مأموران دستگيرش نموده و به زندانش بردهاند و همه اعلاميهها را مصادره كردهاند . بدين خاطر با علماى عراق و ايران در روز عيد به ديدار فيصل ولى عهد سعودى رفتيم و از او خواستيم تا زندانى را آزاد و نشريات مصادره شده رابه ما بازگردانند . در اين هنگام فرصت را غنيمت شمردم و به او گفتم : « حكومت شما شعار اجراى احكام قرآن را در اين كشور برافراشته است . بنابراين شايسته است مسلمانانى كه براى تطبيق احكام قرآن در كشورشان جهاد مىكنند و با حكومتهاى بلادشان كه مىخواهند احكام كفر را تنفيذ كنند درگير مىشوند ، از سوى شما يارى شوند ، و بخشى از بلد الحرام ( / مكه ) را پناهگاه رانده شدگان آنها قرار دهيد و آنان را در شرح و توضيح مظلوميتشان براى برادران حاجى خود مساعدت نمائيد ، كه اين مصداق سخن خداى متعال است كه فرموده : « لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ » « تا گواه منافعى براى خود باشند » . سپس موضوع قيام علماى مسلمان در حوزه علميه قم را يادآور شدم و ابعاد نهضت اسلامى آغاز شده در ايران را مشروحا بيان داشتم و وظيفه