السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

684

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

اينان اوّلين گروهى هستند كه قائل به توقّف امامت در على و فرزندان وى بوده و معتقد به غيبت و رجعت گرديدند . و باز قائل شدند كه جزئى از خداوند از راه تناسخ در ائمّه‌اى كه بعد از على بودند ، حلول كرده است . و اين مطلب را در بارهء على از آن جا مىگفتند كه صحابه و ياران پيامبر ( ص ) نيز مىدانستد ، گرچه ايشان با عقيدهء ابن سبأ مخالف بودند و از اين جاست وقتى على ( ع ) چشم مردى را كه در حرم ستم كرده بود و هتك حرمت خانهء خدا كرده بود ، كور كرد ، و جريان در نزد عمر خليفهء دوم مطرح گرديد ، عمر در پاسخ مردم اين جمله را گفت : « من چه بگويم در بارهء دست خدا كه در حرم خدا چشمى را كور كرده است » . مىبينيد كه عمر در اين گفتارش ، به حلول كردن جزئى از خدا بر پيكر على اعتراف كرده ، و اسم خدايى در بارهء وى به كار برده است . « 1 » اين بود خلاصهء نظريّه‌ها و گفتارهاى كسانى كه در بارهء « ملل و نحل » كتاب نوشته‌اند . مؤلّفان كتب ديگر نيز ، طبق روش آنان مطالب پوچ و بى اساس را به هم بافته و در اين راه باطل مسير آنان را پيموده‌اند مثلًا : مؤلّف « البدء و التاريخ » مىگويد : و امّا « سبئيه » كه گاهى « طياره » هم ناميده مىشوند ، خيال مىكنند كه اصلًا مرگ به آنان راه ندارد و آنان نمىميرند ، و مرگ آنها پرواز كردن روح آنان است در تاريكى آخر شب . و باز اين گروه معتقدند كه على بن ابى طالب نمرده است . بلكه در ميان ابرى به سر مىبرد ، لذا چون صداى رعد به گوش‌شان مىرسد مىگويند : على خشمناك گرديده است . سپس مىگويد : عدّه‌اى از گروه « طياره » معتقدند كه روح‌القدس همان‌گونه كه در عيسى وجود داشت ،

--> ( 1 ) . بنا بر اين نقل ، عمر اولين كسى است كه در بارهء على ( ع ) غلو نموده و اين عقيده را بنيانگذارى كرده است . همانطور كه وى ، اوّلين كسى بود كه عقيدهء به رجعت را اظهار كرد آن گاه كه رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود گفت : به خدا سوگند كه پيامبر نمرده است و برميگردد . . . به جلد اوّل همين كتاب بخش سقيفه مراجعه شود . ولى حقيقت مطلب اين است كه شهرستانى نيز در نقليات خود ، مانند ساير علماى اديان و نويسندگان ملل و نحل مىباشد كه مطالبى را از زبان مردم ميشنود و به صورت مطالب اساسى و صد در صد واقعى در كتابش نقل مىكند بدون اين كه كوچكترين بحث و بررسى در بارهء سند نقلياتش داشته باشد . اين مطالب را در صفحات آينده بيشتر روشن خواهيم نمود .