السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

619

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

در امالى شيخ طوسى بدين صورت نقل گرديده است كه : « مسيب بن نجبه » « 1 » روزى يغهء عبد الله بن سبأ را گرفته و كشان كشان به حضور امير مؤمنان ( ع ) آورد . امير مؤمنان فرمود : چه شده است ؟ مسيب گفت : اين مرد به خدا و پيامبرش دروغ مىبندد ! امير مؤمنان فرمود : چه مىگويد ؟ رواى گويد : همين قدر شنيدم كه امير مؤمنان مىفرمود : هيهات ! هيهات ! « دور است ! دور است ! » و ليكن مردى كه سوار شتر تندرو است و كجاوه‌اى را به شترش بسته به ميان شما خواهد آمد و او را كه هنوز گرد و خاك حج و عمره را از خود دور نساخته است ، به قتل مىرسانيد ( و منظور على ( ع ) از اين شخص فرزندش حسين ( ع ) بود ) . و اين روايت در عيبت نعمانى از مسيّب بن نجبه بدين صورت نقل گرديده است كه : شخصى به همراه مردى كه « ابن سودا ) يش مىگفتند ، به حضور امير مؤمنان ( ع ) آمد و گفت يا امير المؤمنين ! اين مرد ( ابن سوادء ) به خدا و پيامبر دروغ مىبندد و تو را نيز به دروغ‌هايش شاهد مىگيرد . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : لقد اعرض و اطول : « دور و دراز گفته است ! » چه مىگويد ؟ گفت از لشكر عضب سخن مىگويد امام فرمود : او را رها كن آرى لشكر غضب گروهى هستند كه در آخر زمان خواهند آمد . . . اين بود دو روايتى كه مضمون آنها مخالف و مناقض با مضمون روايت‌هاى پنج‌گانه كشّى در بارهء ابن سبأ مىباشد . زيرا روايت‌هاى پنج‌گانه دلالت مىكند بر اين كه ابن سبأ به الوهيت و خدايى بشرى - كه داراى شكل و صورت و جسم بود تغيير مكان مىداد گاهى حاضر مىشد و گاهى غايب - قايل بود . در صورتى كه روايت اوّل در اين جا دلالت دارد بر اين كه ابن سبأ خدا را منزّه و بالاتر از اين مىدانست كه مانند اجسام در مكانى باشد و درمكان ديگر نباشد . و روايت دوم دلالت مىكند بر اين كه ابن سبأ يا ابن سوداء ، پيش‌گويى نموده و اين پيش‌گويى در نظر مسيّب ( يا مرد ديگر ) با اعجاب و ناباورى مواجه گرديده و آن را يك

--> ( 1 ) . مسيب از ياران على ( ع ) و از فرماندهان توبه كنندهء جنگ « عين الورده » بود - كه در راه خونخواهى حضرت سيد الشهداء قيام كردند - ( جمهرهء ابن حزم ، ص 258 ) وى درهمان جنگ - سال 65 كشته شد ( سفينة البحار ، ج 1 ، ص 677 ) ترمذى از وى نقل حديث كرده است ( التقريب ، ج 2 ، ص 250 ) .