السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

612

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

طاووسى » ناميد . و قهبائى در كتاب خود « مجمع الرجال » كه در سال 1016 ه - . تأليف نمود كتاب‌هاى پنج‌گانه‌اى را كه قبلًا معرّفى نموديم ، جمع‌آورى نموده و در آن عين الفاظ و عبارات اين كتاب‌ها را وارد كرده است . و بدين صورت ، اين كتاب‌ها در ميان دانشمندان شيعه ، مأخذ و مدرك بحث و بررّسى در بارهء رجال و راويان حديث گرديد و مباحث شيعه در رجال‌شناسى ، تنها به اين كتاب‌ها منتهى مىشود . و مؤلّفان اين كتاب‌ها ، مطالب را از همديگر فرا گرفته و از كتابى به ديگرى منتقل نمودند . و به همين دليل است كه مىبينيم روايات رجال كشى در بارهء « ابن سبا » ، در كتب رجال منتشر گرديده و در نقل اين روايات علامت ( كش ) را به كار برده‌اند كه نشانهء همان « اختيار معرفة الرجال » كشى مىباشد . و بدين‌سان تنها رجال كشى را مأخذ اين روايات معرّفى نموده‌اند . علماى حديث و رجال‌شناسانى هم كه در دوران‌هاى بعد آمده‌اند ، باز همين روش را دنبال كرده‌اند مانند : الف ) تفرشى : كه يكى از علماى رجال است در كتاب خود « نقد الرجال » كه در سال 1015 ه - . تأليف نموده ، در شرح حال « ابن سبا » يكى از روايات كشّى را آورده و به علامت ( كش ) مشخّص نموده است . ب ) اردبيلى : در كتاب خود « جامع الرواة » كه در سال 1100 ه - . از تأليف آن فراغت حاصل نموده ، شرح حال عبد الله بن سبا را از كشى نقل نموده‌اند ، آورده و با رمز و علامت ( كش ) مشخّص نموده است . و غير از اينها از دانشمند علم رجال باز از همان روش پيروى نموده و رجال كشّى و پيروانش را مدرك و مأخذ خويش قرار داده‌اند . علماى حديث ج ) از علماى حديث علامهء مجلسى ( درگذشتهء 1110 ه - . ) ، روايات پنج‌گانهء كشّى را با همان گفتار و توضيحى كه در آخر آورده است در مهم‌ترين كتاب خود يعنى بحار الانوار