السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
710
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
شكار كنند و بياورند و دو عدد نسناس به سامراء رسيده است . باز از كسانى اين روايات را گرفتهان كه خود آنان نسناس شناسند و در نسب نسناس تحقيق كرده و نظريّهاى دارند و شجرهنامهء نسب شناس را تنظيم نمودهاند . و اين كه نژاد نسناس ، به حضرت نوح مىرسد . و از فرزندان اميم ين لاوذ بن سام بن نوح است كه چون طغيان نموده و معصيت و گناه را از حد گذراندند خداوند نيز آنها را مسخ نمود . همهء اين روايات مسلسل و مسند را بزرگان علم تاريخ و دانشمندان رجال و اساتيد علم انساب نقل نمودهاند مانند : 1 ) بزرگترين و قديمىترين نسب شناس عرب : دغفل در گذشتهء 68 ه - . 2 ) پيشواى دانشمندان تاريخ و مغازى : ابن اسحاق در گذشتهء 151 ه - . 3 ) امام و پيشواى نسب شناسان : ابن كلبى در گذشتهء 204 ه - . 4 ) امام و پيشواى مورّخين : طبرى در گذشتهء 310 ه - . 5 ) پيشگام جغرافىدانان : ابن فقيه همدانى در گذشتهء 340 ه - . 6 ) علامهء تاريخنويسان : مسعودى در گذشتهء 346 ه - . 7 ) بزرگترين دانشمند در علم بلدان : حموى در گذشتهء 626 ه - . 8 ) علامه و استاد در علوم و دانشهاى فراوان : ابن اثير در گذشتهء 530 ه - . آرى همهء مطالبى را كه در صفحات گذشته راجع به نسناس آورديم ، اين دانشمندان و علمايى كه در تاريخ و لغت و علوم ديگر تخصّص داشتهاند در كتابها و تأليفاتشان نقل نمودهاند . و شگفتانگيزتر اين كه گاهى اين افسانه را به صورت حديث نقل نموده ، و سند آن را به معصوم رساندهاند كه : « نسناسها ، از قوم عاد بودند و با پيامبر خويش مخالفت نمودند . و خداوند آنان را مسخ نمود ، به طورى كه هر يك از آنان داراى يك دست و يك پا و نصف بدن شدند و مانند مرغان جست و خيز مىكنند و مانند بهائم مىچرند » . و باز روايت كردهاند كه نسناسها از قوم عاد هستند . در ساحل درياى هند در ميان نيزارها زندگى مىكنند . و گفتگوى آنان به لغت عربى است . و زاد و ولد و تكثير اولاد هم