السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
383
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
توليد مىگرديد به روى شترهاى مسلمانان انداختند شترها از ترس هما مشكهاى غلطان رميدند و مسلمانان هم كه سوار اين شترها بودند نتوانستند آنها را كنترل كنند و خود آنان نيز بىاختيار در پشت همان شترها تا به مدينه بازگشتند بدون اين كه كوچكترين صدمهاى به آنان وارد آيد . سيف مىگويد : « خطيل بن اوس » هم در بارهء اين حادثه اشعارى بدين مضمون سروده است : « شتر و بار سفرم فداى بنى ذبيان ، به ياد شبى كه ابو بكر افراد دشمن را با نيزهها به عقب مىراند » . « 1 » سيف مىگويد : اين حادثه سبب گرديد كه دشمنان در مسلمانان احساس ضعف و سستى بيشترى نمودند و خبر اين حادثه را به آن قسمت از لشكريانشان نيز كه به « ذى القصه » فرستاده بودند دادند و آنان نيز براى جنگ با مسلمانان از « ذى القصه » به سوى « ابرق » حركت نمودند ولى ابو بكر آن شب را نياراميد تا لشكرى مجهز بسيج نمود . « نعمان بن مقرن » را در ميمنهء اين لشكر ، « عبد الله بن مقرن » را در ميسرهء آن و « سويد بن مقرن » را كه شتر سواران نيز به همراه او بودند در قلب لشكر قرار داد و بدين گونه لشكر خويش را كاملًا آماده و مجهز نمود . تاريكى شب جاى خود را به روشنايى صبح نداده بود كه لشكر ابو بكر در برابر لشكر دشمن قرار گرفت و پيش از آن كه لشكر مرتدين ورود لشكر مسلمانان را به درستى احساس كنند جنگ از سوى مسلمانان آغاز گرديد . درست به هنگامى كه آفتاب به كوه و دشت دامن مىگسترد لشكر دشمن رو به هزيمت نهاد . لشكر مسلمانان بر عشاير اطراف مدينه كه از دين برگشته و بر حكومت مركزى ياغى شده بودند پيروز گرديدند . « حبال » برادر « طليحه » نيز در اين جنگ كشته شد . لشكر ابو بكر آنان را تا « ذى القصه » تعقيب نمود و اين اوّلين فتح و پيروزى بود كه نصيب ابو بكر گرديد .
--> ( 1 ) . فداى لبنى ذبيلان رحلى و ناقتى * عشية يحدى بالرماح ابو بكر