السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
381
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
گروهى از بنى كنانه نيز به آنان پيوستند و جمعيت آنان به قدرى زياد شد كه آن سرزمين گنجايش آنان را نداشت . اين بود كه به دو گروه تقسيم شدند گروهى در همان سرزمين ابرق ماندند و گروه ديگر به محل ديگرى به نام « ذى القصه » حركت نمودند و « طليحهء اسدى » هم كه ادعاى پيامبرى مىنمود به سركردگى برادرش « حبال » براى آنان كمك و نيرو فرستاد . قبايل « دئل » و « ليث » و « مدلج » هم در ميان سپاه حبال بودند و « عوف » فرزند « فلان بن سنان » هم در ابرق سركردگى قبيلهء « مرّه » را به عهده گرفت و سركردگى قبيلهء « ثعلبه » و « عبس » به عهدهء « حارث بن فلان » كه يكى از افراد قبيلهء « بنى سبيع » بود گذاشته شد . بدين گونه جمعيت آنان و تعدادشان فراوان و بيش از پيش گرديد . آن گاه اين قبيلهها عدّهاى را به عنوان نماينده به مدينه فرستادند . نمايندگان به سوى مدينه حركت نموده و به افراد سرشناس مدينه وارد گرديدند و ميزبانان خود را جز عبّاس عموى پيامبر وادار كردند كه به نز ابو بكر بروند و وساطت كنند كه اين افراد و قبايل نماز را بخوانند و از دادن زكات معاف گردند . ابو بكر در پاسخ آنان گفت به خدا سوگند اگر اين قبايل از دادن زكات ولو به ارزش بند پاى شترى خوددارى كنند با آنان جنگ خواهم كرد . سيف در يك روايت ديگر كه طبرى آن را پيش از رواياتى كه قبلًا آورديم نقل نموده است داستان ارتداد قبيلهء « عيينه » و « غطفان » و مرتد شدگان از قبيلهء « طى » را ذكر مىكند و مىگويد فرستادگان قبيلهء « اسد » ، « غطفان » ، « هوازن » ، « قضاعه » ده روز پس از فوت رسول خدا ( ص ) در مدينه جمع شدند و از ابو بكر درخواست نمودند كه نماز را بخوانند ولى از دادن زكات معاف شوند و آنان اين پيشنهاد را به وسيلهء بزرگان مسلمانان به نزد ابو بكر فرستادند و بزرگان مسلمين به جز عبّاس عموى پيامبر همگان پيشنهاد آنان را پذيرفتند و به نزد ابو بكر رفتند و پيشنهاد قبايل و پذيرفتن آنان را به وى ابلاغ نمودند ابو بكر از قبول پيشنهاد آنان امتناع ورزيد و گفت چارهاى نيست جز اين كه زكاتشان را بپردازند بدان گونه كه به پيامبر مىپرداختند . نمايندگان قبايل در پذيرفتن دستور ابو بكر امتناع نمودند ، ابو بكر هم يك شبانهروز به ايشان مهلت داد ، نمايندگان از اين فرصت و مهلت استفاده نموده به سوى قبيلهها و عشاير خويش فرار كردند .