السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
363
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
تسخير و فتح ابلّه در ج 4 ، ص 5 - 6 تاريخاش مىآورد كه سيف مىگويد ابو بكر خالد را به عراق فرستاد و به او دستور داد كه ابتدا بندر سندو هند را بگشايد و اوّل آن جا را كه در آن روزگار ، به آن جا « ابله » مىگفتند تسخير كند ، تا آن جا كه خلاصهاش اين است : مشركين را ديد در حالى كه براى فرار نكردن ، خود را به زنجيرى بسته بودند و آب در اختيار آنها بود ، خالد رو در روى آنها در جايى كه آب نبود فرود آمد و جنگ و پيكار بينشان در گرفت ، خداوند ابرى را فرستاد و در پشت جبههء مسلمين تمام گودىها را پر آب كرد و خداوند بدين وسيله ، سپاهيان اسلام را تقويت نمود و نيرو بخشيد ، روز بالا نيامده بود كه در آن صحرا ، يك نفر از آن لشكر كه خود را در زنجير كشيده بودند ، باقى نماند . همه را خالد كشت و بدين جهت آن جنگ را ذات السلاسل گفته ، يعنى جنگ صاحب زنجيرها ، خالد خبر پيروزى را با غنائم همراه با فيل براى ابو بكر فرستاد ، فيل را در شهر مدينه گردانيدند تا مردم آن را ببينند ، زنهاى كمعقل مدينه مىگفتند آيا اين موجود آفريدهء خدا است كه آن را مىبينيم و فكر مىكردند كه آن را بشر ساخته است ، ابو بكر فيل را با مردى به نام « زر » برگردانيد . طبرى بعد از اين داستان مىگويد : اين داستان در مورد ابله و فتح آن جا كه سيف نقل كرده ، بر خلاف چيزى است كه سيره نويسان نقل كردهاند ، و بر خلاف آن چيزى است كه در مدارك و آثار صحيح آمده است ، بلكه فتوح ابله در دوران خلافت عمر و به دست عقبة بن غزوان در سال چهارده هجرى بوده است ، سپس طبرى خود در ضمن ياد آورى رويدادهاى سال 14 ه - . در ص 148 تا 152 جلد چهارم كتاباش از ديگر راويان به جز سيف مطالبى را آورده است كه خلاصهاش اين است : عمر به عتبه گفت : من تو را بر بندر سرزمين هند گماشتم و حكم استاندارى بندر هند را به او داد ، عتبه حركت كرد و به نزديك سرزمين « اجانه » رسيد حدود يك ماه در آن جا ماند ، ساكنان شهر ابله به سوى او آمدند ، عتبه با آنان پيكار نمود ، پا به فرار گذاشتند ، شهر را ترك گفته و مسلمانان وارد آن جا شدند ، عتبه خبر پيروزى خود را به همراه خمس غنائم جنگى براى عمر فرستاد . * * *