السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
359
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
و امّا برادرش عاصم : سيف چنين گويد كه وى در سال 12 ه - . به همراه خالد از يمامه به عراق رفت . براى وى شجاعتها و رزمآورىهايى همچون كوركردن پيل در جنگ قادسيه نقل كرده است ، خليفه عمر او را براى يارى علاء به فارس فرستاد و او است كه گاوها با او سخن گفتند ، عمر پرچم جنگ سيستان را به او سپرد و سپس او را به ولايت و استاندارى كرمان گماشت و تا پايان عمر كه در سال 29 ه - . وفات كرد ، استاندار آن جا بود . سيف براى اين دو برادر رزمآور ، اشعار و سخنانى به علاوهء آن همه مكارم اخلاق و كارهاى شايسته ذكر نموده است . آيا گمان مىرود كه اين دو برادر رزمندهء صحابهء رسول خدا ( ص ) ، ( بنا به تعبير سيف ) جزء افراد گمنام باشد ؟ ! با اين خصوصيّاتى كه سيف براى آنها نقل كرده و اين همه دلاورىها و فرماندهىهايى كه از جانب خلفاء در رزمها و بزمها داشتهاند و با اين همه اشعارى كه از آنها نقل شده است و آيا براى خالد بن وليد ، دلاورىهايى بيش از آنچه كه سيف براى قعقاع نقل كرده است در كتابها آمده است ، آن وقت چگونه اسم اين دو نفر فقط در روايات سيف آمده است ؟ ! من آنچه را كه طبرى در رويدادهاى سالهاى 10 تا 29 ه - . از قول سيف نقل كرده با آنچه كه از ديگر راويان در اين مدّت آورده است ، با يكديگر سنجيدم و همچنين آنچه را كه ابن عساكر در ج 1 و 2 تاريخ دمشق از سيف و غير سيف روايت كرده است نيز ، كنار يكديگر گذاردم از اين دو رزمنده ، نامى برده نشده و در روايات افرادى همچون : ابن شهاب ( متوفّاى 124 ه - ) ، موسى بن عقبه ( ت 141 ه - ) ، ابن اسحاق ( ت 152 ه - ) ، ابو مخنف ( ت 157 ه - ) ، محمّد بن سائب ( ت 146 ه - ) ، ابن هشام ( ت 206 ه - ) ، واقدى ) ت 207 ه - ) ، زبير بن به كار ( ت 247 ه - ) و روايت كنندگان ديگرى كه طبرى و ابن عساكر دهها روايت در همان رويدادهايى كه سيف اسم اين دو را در همان روايتها آورده است ، از آنها نقل كردهاند ، اسمى از اين دو نبردهاند . من در اين مقايسه فقط به آنچه كه طبرى از سيف و ديگران نقل كرده است اكتفاء كردم ، و از ابن عساكر به عنوان يك گواه نام بردم چون ديدم كه شما در سوّمين فراز گفتارتان اين مطلب را تذكر دادهايد كه در مقايسه و سنجش بر تاريخ طبرى اكتفاء كنيم