السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

455

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

جا جمع مىكردند ، آن گاه همگان را گردن مىزدند و از دم شمشير مىگذراندند و مسلمانان در اين جنگ صد هزار نفر را به قتل رسانيدند و به خاك مذلّت كشاندند . بررّسى سند در اسناد اين اخبار و احاديث كه سيف نقل نموده است راويان چندى به نام‌هاى « محمّد ، مهلّب ، زياد و غصن بن قاسم كنانى » وجود دارد كه همهء آنان از ساخته‌هاى خود سيف است و راويانى بدين نام و نشان در جهان وجود نداشته است هم چنان كه پيش از اين نيز بيان كرديم . باز در سند اين روايات راوى ديگرى به نام « ظفر بن دهى » به چشم مىخورد كه او نيز از صحابهء پيامبر و راويان قلابى و ساختگى سيف است . باز سيف در سندهاى اين روايات از مردى از قبيلهء سعد و مرد ديگرى از قبيلهء كنانه روايت كرده است و آنها را نام‌گذارى نكرده تا آن كه نام آنها هم به كتب رجال راه يابد و شرح حالى براى آنان ساخته شود . اين است كه از شرح اين دو راوى بى نام و نشان معذوريم . نتيجهء بررّسى از آنچه در بارهء جنگ‌هاى خالد بعد از حيره در اين فصل آورديم ، چنين برمىآيد كه : تنها سيف است كه جنگى به نام جنگ « حصيد » و كشت و كشتار فراوانى از ايرانيان و همچنين كشته شدن دو نفر امير جنگ به نام « روزبه و رژمهر » را نقل كرده است . و باز تنها سيف است كه صحابه‌اى به نام « عصمت بن عبد ربه ضبى » ياد نموده و او را از « برره » به حساب آورده است و در ضمن ، توضيح داده است كه « برره » هر تيره و خاندانى را مىگويند كه تمام افراد آن به مدينه مهاجرت و كوچ كرده باشند و « خيره » هم گروهى از خاندانى را مىگويند كه از تيره به مدينه هجرت كرده باشند . باز تنها سيف است كه از محلّى به نام « مصيخ » ياد نموده و گفته است كه مردم آن جا در جنگ با مسلمانان آن چنان كشته دادند كه اجساد كشته شدگان هم چو لاشه‌هاى گوسفندان