السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

448

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

آن جا را اردوگاه قرار داد و فرزندش را با گروهى از سربازان فرستاد آب را به روى كشتىهاى خالد بستند كشتىهاى مسلمانان به گل نشست خالد لشكريان خود را از كشتىها پايين آورد و به سوى فرزند آزاذبه حركت نمود و در شط « بادقلى » با وى مواجه گرديد . او را با تمام لشكريانش به قتل رسانيد و سدّى را كه در جلو آب شط ساخته بودند بشكست و آب به سوى نهرها جارى گرديد و كشتىها به حركت درآمدند آن گاه به سوى حيره حركت نمود و چون آزاذبه از ورود خالد اطلاع پيدا نمود بدون جنگ پا به فرار نهاد . خالد به « غريين » وارد گرديد و قصرها و عمارت‌هاى حيره را محاصره نمود . سيف مىگويد : چون آزاذبه از نظر نسب و موقعيت خانوادگى داراى شخصيت متوسط و به اصطلاح نصف اشراف بود كلاه متوسطى به ارزش پنجاه هزار دينار بر سر داشت . بررّسى سند داستان‌هايى كه در بارهء فتوح تا به اين جا نقل كرديم ، سيف به پانزده روايت تقسيم كرده است و در سند اين روايت‌ها يك راوى به نام « محمّد بن عبد ربّه بن نويره » شش بار آمده . راويان ديگر به نام‌هاى « بحر بن فرات عجلى » ، و « زياد بن سرجس احمرى » و « عبد الرحمان بن سياه احمرى » و « مهلب بن عقبهء اسدى » دو بار و راوى ديگر هم به نام « غصن بن قاسم » يك بار در سند اين روايت‌ها آمده است . غصن بن قاسم هم روايت خود را از يك مرد گمنام و ناشناس « كنانى » نقل مىكند . اين است خلاصهء سند و راويان جنگ‌ها و فتوحات حيره ، ولى همهء اين راويان از جعليات و ساخته‌هاى سيف مىباشد و هيچ يك از آنها وجود خارجى نداشته‌اند . مقايسه و تطبيق تا اين جا اجمالى از روايات سيف را كه در بارهء فتوحات خالد پيش از فتح حيره نقل كرده است آورديم ولى تاريخ‌نويسان ديگر در اين مورد چنين مىگويند : خالد در مذار با عدّه‌اى از ايرانيان جنگيد و بنا به نقل بعضى تاريخ‌نويسان ، خالد