السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
446
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
نگفتم كه اعراب به شما فرصت نخواهند داد ؟ ! حالا كه نمىتوانيد غذاها را بخوريد حدّ اقل آنها را مسموم سازيد كه اگر به دشمن پيروز شديد چيز بى ارزش از دست دادهايد و اگر شكست خورديد و غذاها به دست دشمن افتاد آنها با خوردن همين غذاها به هلاكت خواهند رسيد ولى در اين جا نيز به گفتار جابان عمل نكرديد و از سر سفره برخاستند و به حملات لشكر خالد پاسخ گفتند ، جنگ شديدى در ميانشان واقع گرديد و مشركان استقامت بيشترى نشان مىدادند . خالد گفت : پروردگارا ! با تو پيمان مىبندم كه اگر مرا بر اين مردم پيروز كنى حتّى يك تن هم از آنان زنده نگذارم و خونشان را در نهرشان جارى سازم . بالاخره خداوند مسلمانان را پيروز گردانيد و منادى از طرف خالد ندا داد كه : مردم افراد دشمن ار اسير بگيريد و آنان را نكشيد مگر كسانى را كه از اسير شدن امتناع ورزند مسلمانان به دشمن روى آوردند و آنان را دسته دسته به اسارت گرفتند و خالد بن وليد دستور داد جلو نهر آب را بستند و عدّهاى را بر آنان مأمور كرد كه اسيران را در كنار آن نهر بى آب گردن زنند تا خونشان در نهر جارى گردد و سوگند خالد عملى شود اين كار سه شبانهروز ادامه پيدا كرد . روز بعد از پيروزى ، فراريان دشمن را تا بين النهرين تعقيب نمودند و از امام اطراف اليس به همين مقدار پيش رفتند و هر كس را كه به دست مىآوردند در كنار آن نهر گردن مىزدند تا بتوانند نهر خونى را جارى سازند و به سوگند خالد جامهء عمل بپوشانند . در اين جا قعقاع و افراد صلحجوى ديگر به خالد گفتند كه اگر تمام مردم كرده زمين را سر از تن جدا كنى باز خونشان جارى نخواهد گرديد زيرا پس از كشته شدن پسر آدم از جريان خون در زمين جلوگيرى شده است مگر تا هنگام سرشدن آن پس چه بهتر كه روى اين خونها آب نهر را جارى سازى تا نهر خون به وجود آيد و جريان پيدا كند و سوگند تو عملى شود . خالد دستور داد آب را به آن نهر باز كردند در آن نهر آب خونين و قرمز رنگى به جريان افتاد و بدين سبب تا به امروز آن نهر را نهر خون مىگويند و در مسير آن نهر آسيابهايى بود كه با همان آب خونآلود چرخيد و گندم خوراكى هجده هزار نفر لشكريان