السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

444

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

مردم دهات و آبادىها گردآورد و او را با لشكر مجهز ديگرى به فرماندهى بهمن جاذويه تقويت كرد و سپس به آنان فرمان حركت داد . سومين لشكركشى ايران بدين گونه به سوى خالد شروع شد و اين لشكر در صفر ماه سال دوازدهم هجرى وارد « ولجه » گرديد . سيف مىگويد : خالد از جريان ورود لشكريان « اندرزغر » اطلاع يافت از ثنى به سوى ولجه حركت نمود و در آن جا جنگى شديدتر از جنگ ثنى واقع گرديد به طورى كه كاسه صبر هر دو لشكر لبريز شده بود ، خالد در اين جنگ دو كمين‌گاه آماده ساخته بود . گروهى از سربازان اسلام كه به سرپرستى « سعيد بن مره » صحابه معروف پيامبر ( ص ) در يكى از اين دو كمين‌گاه مخفى كرده بود ناگهان از دو طرف كمين‌گاه حملات سخت و كوبنده خويش را بر سپاه ايران آغاز نمودند ، دمار از روزگارشان گرفتند ، صف‌هايشان را در هم شكستند و به عقب‌نشينى و فرارشان مجبور ساختند . خالد از جلو ، و ديگران از پشت سر ، سپاه دشمن را در وسط و محاصره قرار دادند و عرصه را بر انان تنگ گرفتند و لشكر ايشان را چنان از هم پاشيدند كه هيچ‌يك كشته شدن ديگرى را نمىديد . « اندرزغر » بزرگ ، فرمانده ايران بدين گونه شكست خورد و پا به فرار نهاد و در اثر تشنگى هلاك شد . خالد بن وليد با قهرمانى از ايرانيان كه با هزار تن برابر بود جنگيد و او را نيز به قتل رسانيد آن گاه بر جسد بى جان وى در ميدان جنگ تكيه زد و غذاى خويش را خواست و به همان حالت تناول نمود . 4 . فتح اليس سيف مىگويد چون در جنگ ولجه خالد بن وليد عدّه‌اى از قبيلهء بكر بن وائل را از بين برد و آنان را مسيحيان عرب و از كسانى بودند كه به ايرانىها نيرو و كمك داده بودند عشاير و افراد قبيلهء آنان خشمگين گرديدند و با ايرانيان مكاتبه نموده و با سرپرستى عبد الله بن اسود عجلى در « اليس » اجتماع كردند . اردشير پادشاه ايران به بهمن جاذويه كه پس از شكست ايرانيان در « قسياثا » اقامت كرده بود ، نامه‌اى نوشت و جريان اجتماع