السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

80

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

انصار به ابو بكر پيشنهاد كردند فرستادن اين لشكر را به تأخير اندازد ، ولى ابو بكر نپذيرفت . . . » . در روايت ديگر در ( ص 438 ) گويد : « ابو بكر لشكر را فرستاد و آنان را بدرقه كرده به اسامه گفت : « من خود شنيدم كه پيغمبر ( ص ) دستورهاى لازم را به تو مىداد ، همان دستورها را به كار بند ، من دستور ديگرى نمىدهم . » نتيجهء تطبيق و مقايسه در روايت سيف نكاتى چند جلب توجّه مىكنند : 1 - سيف در روايت خود مىگويد : « هنوز دنبالهء لشكر اسامه از خندق مدينه نگذشته بود كه رسول خدا ( ص ) وفات نمود » اين جمله را سيف به منظور تأمين غرض مخصوصى ساخته ، مىخواهد چنين جلوه دهد كه صحابهء پيغمبر ( ص ) در امتثال اوامر آن حضرت چنان آماده بودند كه به مجرّد صدور فرمان حركت ، هيچ‌گونه تأخيرى در انجام امر آن حضرت روى نداد ، و آنها بىدرنگ حركت كردند و هنوز دنبالهء لشكر از خندق نگذشته بود كه رسول خدا ( ص ) وفات نمود . . . و او با اين زمينه‌سازى ، قصد دارد پرده بر روى مخالفت‌هاى قبلى و بعدى بكشد ! در صورتى كه در روايت‌هاى ديگر تصريح شده كه حقيقت غير از اين بود و لشكريان اسامه ، در « جرف » اردو زده بودند ، و چند روزى به مدينه رفت و آمد مىكردند . 2 - سيف مىگويد : « اسامه به محض اين كه خبر وفات رسول خدا ( ص ) را شنيد ، عمر را نزد خليفهء رسول خدا ( ص ) ابو بكر فرستاد و از او اجازه خواست كه بازگردد » اين جمله