السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

42

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

أوصياء است همچنان كه محمّد خاتم انبيا بود ، و عثمان حق اين وصى را غصب كرده و در بارهء وى ستم نموده است ، پس بايد قيام كرد و حق را به اهلش باز گردانيد . مورّخان نام قهرمان اين داستان را « عبدالله بن سبأ » و لقبش را « ابن امةالسوداء » - فرزند كنيز سياه - گذاشته و چنين ادّعا كرده‌اند كه همين عبدالله بن سبأ ، مبلّغين خود را به شهرهاى ممالك اسلامى فرستاده ، دستورشان داد كه به بهانهء امر به معروف و نهى از منكر ، فرمانداران وقت را تضعيف كنند . در نتيجه عدّهء زيادى از مسلمانان به وى گرويده و از برنامهء او تبعيّت كردند ، تا آنجا كه بعضى از اصحاب عالىقدر رسول خدا و تابعين نيكوكار امثال ابوذر ، عمّار بن ياسر و عبدالرّحمن بن عديس از بزرگان صحابهء پيغمبر و مالك اشتر از بزرگان تابعين و ديگر برگزيدگان و سران مسلمين را از آنها شمرده‌اند . و گويند سبائيان ، هرجا كه بودند ، به منظور پيشرفت برنامهء رهبرشان ، مردم را عليه فرمانداران مىشورانيدند و اعلاميه‌هايى در انتقاد از حكومت وقت مىنوشتند و به شهرهاى خارج از محيط خود مىفرستادند . نتيجهء اين تبليغات آن شد كه عدّه‌اى از مسلمانان با اين تحريكات برانگيخته شده ، و به سوى مدينه رهسپار گرديدند . و عثمان را در خانه‌اش محاصره نمودند ، تا آنجا كه كار به كشته شدنش انجاميد . همهء اين كارها با رهبرى و مباشرت « سبائيان » صورت مىگرفت . و گويند پس از آن‌كه مسلمانان با على بيعت كردند و عايشه به همراه طلحه و زبير براى خونخواهى عثمان به سوى بصره حركت كردند ، در خارج شهر بصره بين على ، و طلحه و زبير ، كه سركردهء سپاه عايشه در جنگ جمل بودند ، مذاكراتى صورت گرفت ، و « سبائيان » ديدند كه اگر اين تفاهم صورت بگيرد مسبّب اصلى قتل عثمان كه خود « سبائيان » بودند مشخّص گشته گرفتار خواهند شد ، لذا شبانه تصميم گرفتند به هر وسيله و هر دسيسه‌اى كه شده آتش جنگ را برافروزند . پيرو اين تصميم ، دسته‌اى از ايشان بطور مخفى به ميان سپاه على و دستهء ديگر داخل لشكر طلحه و زبير شدند ، در دل شب ، هنگامى كه هر دو لشكر به اميد صلح در خواب بودند ، آن عدّه از ايشان كه در سپاه على بودند به سپاه مقابل تيراندازى نمودند ، عدّهء ديگر كه در سپاه مقابل بودند به لشكر على تيراندازى كردند . در نتيجهء ترس و حسّ بدبينى كه در دو لشكر نسبت به يكديگر پيدا