الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

40

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

مىشد » . « 1 » امثال اين گونه روايات بسيار است ، اما اهل حديث كوشيده‌اند همهء اينها را چنين توجيه كنند كه فراموش گشته و ياد آنها از سينه‌ها محو شده است ؛ جلال الدين سيوطى اين مطلب را در زير آيه شريفه « أَوْ نُنْسِها » كه عطف بر « ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ » « 2 » مىباشد ، بيان كرده است . بايد دانست كه نسخ و انساء دو تعبير از يك معناى واحداند ، جز آنكه نسخ برداشتن شىء پس از ثبوت آن در اعيان است ؛ اما انساء بر طرف شدن آن از اذهان است . آيه ياد شده به اهل كتاب اشاره مىكند كه در تلاش براى تشكيك در معتقدات مسلمين مىگفتند : دين خدايى قابل تبديل و تغيير نيست ؛ بنابراين دين جديد جايگاهى ندارد . اين آيه در رد شبهه ايشان وارد شده است ؛ به اين معنا : مادامى كه حيات آدمى به‌طور مستمر در حال دگرگونى است مصلحت‌هاى ايشان هم دگرگون مىگردد ؛ پس نسخ شريعت پيشين با شريعت جديد به مقتضاى مصالح موجود بوده است و همهء شرايع - برحسب شرايط موجود - چارهء سودمند بلكه بهترين چاره‌اند و جمله « أَوْ نُنْسِها » بدين معناست كه نشانه‌هاى آن به اين علت كه دوره و مدتش به طول انجاميده است از صفحه ذهن‌ها محو شده و در كتاب هستى ديگر از آنها ياد نمىشود . نسخ و انساء دو پديدهء دينىاند كه به دوره وحى - كه ممكن است حكم « منسوخ » يا « منسى » به مثل آن يا كامل‌تر از آن تغيير يابد - اختصاص دارد اما پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه روند وحى منقطع شده است - همان‌گونه كه عموم اصوليان بدان تصريح كرده‌اند - نسخ و انساء وجود ندارد . اين مطلب مىرساند كه اگر كسى معتقد باشد پس از پايان گرفتن دورهء رسالت چيزى از قرآن از بين رفته يا اسقاط شده است ، لاجرم به‌معناى پذيرش تحريف است ، بدين جهت است كه به‌طور قطع و بدون هيچ ترديدى از آن اجتناب مىكنيم .

--> ( 1 ) . المحلى ، ج 10 ، ص 16 - 14 . ( 2 ) . بقره 2 : 106 .