الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

120

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

مايه شگفتى است كه جزايرى بر اصحاب اماميه خرده گرفته كه چرا در اصول اعتقادات دليل عقل را بر دليل نقل ترجيح مىدهند . چنان كه حديث سهو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نيز مردود مىشمارند ؛ زيرا معتقدند به دليل عقلى نمىتوان پذيرفت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرتكب سهو شده باشد . مىگويد : « چگونه حديث سهو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را منكر مىشوند و دليل عقلى را بر دليل نقلى ترجيح مىدهند ؛ با آنكه در حديث آمده كه پيامبر مرتكب سهو شده است ؛ پس بايد بدان گردن نهاد و دليل عقلى را دور افكند - آنگاه مسأله تحريف را بدان قياس نموده و گفته است : - به دليل ورود روايات بسيار ، تحريف در قرآن را مىپذيريم ؛ هرچند مخالف دليل عقلى باشد » . « 1 » به همين دليل است كه در تمام نوشته‌هاى خود مصرانه بر وقوع تحريف در قرآن تأكيد كرده و در شرح‌هايى كه بر استبصار و تهذيب و توحيد صدوق نگاشته است ، نيز بدان اصرار ورزيده است . « 2 » گفتيم كه مرحوم جزايرى اول كسى است كه مسأله تحريف قرآن را با تكيه بر روايات مردود و اخبار شاذ مطرح نموده است . خلاصه دلايل او بر تحريف در كتاب منبع الحياة آمده است . ولى محدث آگاه و باريك‌انديش ، مرحوم فيض كاشانى در همان زمان در كتاب ارزشمند خود علم اليقين « 3 » و كتاب‌هاى ديگرش ، همچون صافى ، وافى و جز آن و نيز ديگر بزرگان در رد دلايل محدث جزايرى گام برداشتند . غوغايى كه كتاب فصل الخطاب برپا كرد قبلا يادآور شديم كه محدث نورى دريافت شخصيت‌هاى برجسته اماميه در مخالفت با رأى او اتفاق‌نظر دارند ، با گام نهادن در اين راه تاريك ، خود را در يك تنهايى وحشتناك احساس كرد ؛ لذا تمام كوشش خود را به كار بست تا از ميان عالمان مشهور ، همراه و همصدايى براى خود دست و پا كند ، اما در اين تلاش ناكام ماند ؛ لذا از همان روز نخست از هر كوى و برزن ، دشنام و بدگويى به سوى او سرازير

--> ( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 131 . ( 2 ) . او بدين مطلب در كتاب « منبع الحياة » ص 68 تصريح نموده است . ( 3 ) . ر . ك : علم اليقين ، ج 1 ، ص 565 .