الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

107

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

به هر تقدير ، اين كتاب مانند ديگر نسخه‌هاى كهن ، در اثر گذشت زمان از صفحه روزگار محو شده است ؛ بنابراين ، شايسته نيست كه امروزه به‌عنوان منبعى براى تحقيق قلمداد گردد ؛ به‌ويژه با توصيفى كه از نجاشى - در خصوص او - يادآور شديم . اما استناد اين نويسنده به كتاب دوم يعنى تفسير بجختى ، جز تقليدى بىرويه و كوركورانه از گفتار گلدزيهر نيست . دربارهء ارزش تفسير منسوب به قمى نيز سخن گفتيم ؛ اما تفسير ابو جعفر طوسى - تبيان - كه در ده جلد چاپ شده ، تفسيرى است جامع و كامل و از جمله كتاب‌هاى گرانسنگ تفسيرى به شمار مىآيد و مرحوم طبرسى بنيان تفسير مشهور خود مجمع البيان را براساس آن پىريزى نموده است . بارى تفسير تبيان و مجمع البيان از بهترين كتب تفسيرى جامع به شمار مىآيند كه - بر خلاف ادعاى نويسنده ياد شده - اثرى از تعصبات سياسى يا ساير گرايش‌هايى كه از روح اسلام به دور است ، در آن يافت نمىشود . گرداندن گفتار بزرگان آنچه در پيش گذشت ديدگاه‌هاى دانشمندان نامى شيعه بود كه با اختيار مواضعى استوار و گفتارى صريح و با نفى احتمال تحريف ، از قداست قرآن دفاع نموده‌اند . با اين‌حال ، برخى افراد كج‌سليقه - چون دفاع از پيراستگى قرآن ايشان را خشنود نكرده است - دست به كوششى ناراست زده و كلماتى چنان صريح را به وجوهى دور از واقع توجيه نموده‌اند . حاجى نورى از زمره ايشان است . او مدعى است كه پافشارى اركان اماميه مبنى بر عدم تحريف قرآن ، از روى مماشات با خصم صادر شده و عقيده حقيقى ايشان مخالف ظاهر گفتار ايشان است . وى مىگويد : « گفتار اين بزرگان جز آنچه از ظاهر آن هويداست ، توجيهى ديگر دارد ؛ چون اين سخنان به دليل همسويى با مخالفان يا به منظور بستن باب طعنه در دين ، صادر شده است » . همو در پى گفتار پيشين مرحوم صدوق آورده است : « اولى اين است كه كلام صدوق را به همان وجهى كه كلام سيد مرتضى و شيخ طوسى و ديگر محققان نام‌آور شيعه را