الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )
64
صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )
سپردهاند ، خود دليل اين مطلب است . بنابراين هر خبرى را كه بر خلاف اين مسأله دلالت دارد بايد توجيه و تأويل نمود يا به دور انداخت . » « 1 » 14 . علامهء بلاغى ( متوفاى 1352 ه . ق ) - پس از نقل سخن بزرگان - مىنويسد : « نورى در كتاب « فصل الخطاب » خود را به زحمت انداخته تا رواياتى را گردآورى كند كه دلالت بر تحريف و كاستى قرآن دارد و تلاش نموده با شمارش احاديث مرسل ، بر تعداد احاديث مسند بيفزايد ، با اينكه يك پژوهشگر محقق مىداند اين احاديث مرسل [ روايات مستقلى نبوده و ] از همان احاديث مسند گرفته شدهاند . » آنگاه مىافزايد : « پارهاى از اين روايات مطالبى دربر دارند كه هرگز احتمال راست بودنشان نمىرود . پارهاى ديگر ، از نظر محتوا بسيار آشفته و ناهماهنگند كه بين خودشان ناسازگارى و تعارض وجود دارد [ لذا از درجهء اعتبار ساقط مىشوند ] . علاوه بر اين ، سند بسيارى از اين روايات به چند نفر انگشتشمار منتهى مىگردد كه دانشمندان هريك از آنان را بهگونهاى تضعيف كرده و دربارهء آنها گفتهاند : « احاديث ضعيف و بىمحتوا را نقل مىكند ، داراى مذهب فاسدى است » و يا اينكه « دروغگو و مورد اتهام است و بر خود روا نمىدارم حتى يك روايت از او - دربارهء تفسير قرآن - روايت كنم » و « او مشهور به واقفى بودن و دشمنى شديد با امام رضا عليه السّلام است » و يا اينكه « روايت او فاسد و بىارزش و در مذهب نيز داراى غلوّ و گزافهگويى است » . پيداست فزونى اينگونه افراد سودى ندارد و اگر تسامح كرده به روايات اين اشخاص - در مسألهاى چنين با اهميّت - توجه كنيم ، با در نظر گرفتن روايات فراوان ديگر لازم است آن را بهگونهاى تفسير و توجيه نماييم ، مثل اينكه : مضمون اين روايات تفسير يا تأويل آيات بوده يا براى بازگو نمودن ، اظهر افراد است كه عموم
--> ( 1 ) . اوثق الوسائل في شرح الرسائل ، ص 91 .