الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )

165

صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )

تشكيل مىدهد . » مىافزايد : « قرآن ، در دو دوران دچار تحريف ، افزايش و كاستى شد نخست ، عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و يارانش كه علل مختلفى موجب پيدايش تحريف در قرآن گشت . يكى از علتهاى مهم ، اين بود كه قرآن ، بخش‌بخش و به مناسبت مصلحت‌ها و پيشامدهاى گوناگون نازل مىشد و كاتبان وحى نزديك به چهارده نفر بودند كه امير المؤمنين عليه السّلام رئيسشان بود و آنها بيشتر وقتها فقط آيات مربوط به احكام شرعى و آياتى را كه در محافل و اجتماعات نازل مىشد ثبت مىكردند ، اما آياتى كه در خلوتها و منزلهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل مىشد كسى به جز امير المؤمنين عليه السّلام آنها را يادداشت نمىكرد ، چون حضرت على عليه السّلام پابه‌پا و سايه‌به‌سايهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حركت مىنمود ، لذا مصحف او جامعتر از مصحفهاى ديگر بود . وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ديدار محبوبش شتافت و بعد از او هركس به دنبال هواى خويش رفت ، امير المؤمنين عليه السّلام قرآن را - همان‌گونه كه نازل شده بود - جمع‌آورى كرد و در رداى خود پيچيد و به مسجد آورد . در مسجد بزرگان صحابه و آن دو اعرابى حاضر بودند . حضرت به ايشان گفت : اين كتاب پروردگارتان است همان‌گونه كه نازل شد . دوّمى گفت : ما نيازى به آن نداريم ، اينك مصحف عثمان پيش ماست ! امام عليه السّلام گفت : ديگر آن را نخواهيد ديد - نه شما و نه هيچ‌كس ديگر - تا فرزندم صاحب الزمان ( عج ) ظهور كند و مردم را به تلاوت و عمل به احكام آن وادارد . و خداوند اين مصحف را به آسمان بالا مىبرد . هنگامى كه آن اعرابى به خلافت رسيد كوشيد آن مصحف را به دست آورد تا بسوزاند - چنان‌كه مصحف « ابن مسعود » را سوزاند - از امير المؤمنين عليه السّلام مطالبه كرد ، ولى امام از دادن آن خوددارى كرد . اين قرآن نزد امامان بود و در تنهايى آن را تلاوت مىكردند و احيانا بعضى