العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
93
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
اى ابا ذر شرم از خدا كن كه همانا من به آن كسى كه جانم در دست و قدرت اوست هميشه كه من بتوالت مىروم خود را بجامهام مىپوشانم شرم مىكنم از دو فرشتهاى كه بامنند . اى ابا ذر دوستدارى وارد بهشت شوى ؟ عرضكردم : آرى پدرم بقربانت فرمود : آرزويت را كوتاه كن مرگ را پيش چشمت قرار ده از خدا شرمدار . ابو ذر گفت عرضكردم : اى رسول خدا تمام ما از خدا شرمساريم ، فرمود : شرم اين نيست ، شرم از خدا اين است كه گورستانها و داخل آنها و آنچه در ميان آنها گرد آمده و سرها و آنچه را كه در بر دارند فراموش نكنى و هر كس اراده دارد گرامى بودن آخرت را بايد آرايش دنيا را واگذارد ، هر گاه چنين بودى بدوستى و ولايت خدا ميرسى . اى ابا ذر بس است تو را از دعا كردن با نيكى باندازهى نمك غذا . اى ابا ذر مثل كسى كه خدا را بدون كردار ميخواند مانند كسى است كه تير بدون كمان مىاندازد . اى ابا ذر همانا خدا شايسته مىكند بشايستگى بنده فرزند و فرزند فرزندش را و نگهدارى مىكند او را در خانه كوچكش و خانههاى اطرافش مادامى كه در آنجاست . اى ابا ذر همانا پروردگار عز و جل تو بواسطهى سه نفر بر فرشتگان ميبالد مرديكه در بيابان بىآب و علف و آبادى است اذان ميگويد و نماز ميخواند ، سپس پروردگار تو بفرشتگانش ميگويد نگاه كنيد بسوى بنده من كه نماز ميخواند و جز من كسى را نمىبيند پس هفتاد هزار ملك فرود آيند و پشت سرش نماز خوانند و برايش طلب آمرزش نمايند از آن روز تا فردا ، مرديكه در پارهاى از شب بلند شود تنها نماز بخواند بعد سجده كند و در حال سجود بخوابد ، سپس خداى تعالى ميفرمايد : نگاه بسوى بندهى من كنيد روحش پيش من و تنش در سجود است مرديكه در ميدان جنگ است و يارانش فرار ميكنند و او پا بر جا مىماند و ميجنگد تا كشته مىشود . اى ابا ذر مردى نيست كه چهره بقطعهاى از زمين بگذارد مگر اينكه آن