العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

68

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

كنم از كسى كه نبود بعد هست شده . اى على سركش‌ترين مردم بر خداى عز و جل قاتلى است كه غير كشنده‌ى او باشد و زننده‌ى غير زننده خودش باشد و كسى كه جز آقايانش را دوست داشته باشد كافر است به آنچه كه خدا فرو فرستاده . اى على انگشتر در دست راست كن كه فضيلتى است از طرف خداى عز و جل بر مقربان درگاهش عرضكرد چه انگشترى در دست كنم فرمود عقيق سرخ زيرا كه اول كوهى است كه اقرار بيگانگى خداى عز و جل كرد و براى من اقرار به نبوت و براى تو اقرار بجانشينى من و براى فرزندانت اقرار بامامت و براى شيعيانت اقرار ببهشت و براى دشمنانت اقرار به آتش كرد . اى على خداى عز و جل به دنيا توجه كرد من را بر مردان جهان برگزيد بعد بار دوم توجه فرمود ترا برگزيد ، بار سوم امامان از نسل ترا برگزيد بار چهارم فاطمه را از ميان زنان جهان برگزيد . اى على در چهار جا نام ترا نزديك بنام خود ديدم انس گرفتم بنگاه كردن نام تو . اى على من چون در شب معراجم به بيت المقدس رسيدم بر سنگ آن يافتم : « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ » يارى كردم محمّد را بوزيرش و تأييد كردم به او ، بجبرئيل گفتم : وزيرم كيست ؟ گفت : على بن ابى طالب است . چون بسدرة المنتهى رسيدم نوشته‌اى بر آن يافتم كه من خداى يگانه‌ى بىهمتايم محمّد برگزيده‌ى من است از ميان آفريدگانم توانائى دادم او را بوزيرش و به دو او را يارى كردم . پرسيدم جبرئيل وزير من كيست ؟ سپس گفت : على بن ابى طالب ، چون از سدرة المنتهى گذشتم بسوى عرش پروردگار رسيدم بر پايه‌هائى ديدم نوشته شده : من خدائى هستم كه جز من خدائى نيست تنهايم محمّد دوست من است توانائى دادم او را و يارى كردم بوزيرش . اى على همانا خداى تبارك و تعالى مرا در باره تو هفت خصلت بخشيده : اول كسى كه سر از قبر با من بردارد توئى ، اول كسى كه با من بر فراز صراط بايستد