العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

439

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

بود بر پيش آمد جدائى دنيا و ترك نمودن دوستان ناگاه آشكار شد ناراحتى از گلوگيرى ، پس حيران كرد انديشه‌هاى دقيق زيركان را و خشك ميشد رطوبت زبانش و چه بسا سؤال مهمى را كه مىشناخت از جوابش عاجز ماند و مىشنيد خواندن دل درد رسيده را عاجز از او بود از بزرگى بود كه او را احترام ميكرد يا كوچكى كه بر او رحم مىنمود و همانا از براى مرگ سختيهائيست اين سختر از آنست كه فرا فراگيرى تعريفش را يا اينكه درك نمايد خردهاى اهل دنيا . 51 - از سخنان آن حضرت است كه فرمود : شما آفريدگان توانائيد بندگان غلبه و قهريد ( قبض‌شدگان حال مردنيد ) قرار داده شده براى قبريد ، و هستيهاى مرده‌ايد ، بر انگيخته‌شدگان يكى يكى باشيد وام دارندگان روز حسابيد پس خداى بيامرزد بنده‌اى را كه گنه كند و اعتراف نمايد ، بترسد و عمل نمايد ، بيمناك باشد و پيشى در عمل گيرد ، عبرت باشد و عبرت بگيرد و بترسد و جلوگيرى كند ، پاسخ دهد و بر گردد براى اصلاح عمل ، بر گردد و توبه كند اقتدا نمايد و پيروى كند ، وادار بجستن شود ، فرار كند و نجات پيدا نمايد فايده دهد پس اندازش ، پاك شود سرشتش ، آماده شود براى قيامت ، توشه‌اش را بر گيرد براى روز حركتش ، متوجه راهش باشد ، جابجا كند حاجتش را ، تهىدستيش را راحتى قرار دهد ، پيش فرستد براى خانه‌ى اقامتش . پس گسترش دهيد براى نفسهايتان در سلامتى بدنهاتان ، پس آيا مينگريد صاحبان نعمت جوانى را جز اينكه درد پيرى در پشت‌شان آشكار شده و آنان كه رنگ سلامتى دارند جز اينكه بر بيمارى فرود آمدند ، و مردمان دوران جاودانى را جز اينكه ناگهان فانى شدند ، نزديك شدن در گذشت ، رسيدن مرگ ، نزديك شدن انتقال ، نزديك شدن نابودى و ناله‌ى پى در پى ، عرق چهره ، كشيده شدن بينى و اضطراب حال احتضار و مرگ زندگى و درد مصيبت . بدانيد اى بندگان خدا شما و آنچه كه در آن قرار داريد بر راه گذشتگانيد