العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

417

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

39 - اندرز دادن و شناساندن آن حضرت مقصرين را مباش از كسانى كه اميدوار آخرتند بدون عمل ، اميدوار برگشتند به وسيله‌ى آرزوى دراز در دنيا سخن ترك دنيا گويند ولى كردارشان كردار راغبان دنياست اگر دنيا به او داده شود سير نمىشود . اگر جلوگيرى شود قناعت نميكند ، از سپاسگزارى آنچه كه داده شد ناتوان و در باقيمانده زيادى را مىجويد ، مردم را جلوگيرى مىكند ولى خود جلو گرفته نمىشود ، به كارى كه خود انجام نمىدهد مردم را فرمان دهد شايستگان را دوست دارد ولى عمل آنان را انجام نمىدهد ، بدكاران را دشمن دارد خود از آنانست ، بواسطه گناهش مرگ را خوش ندارد ولى گناهان را در زندگى وانميگذارد ، مىگويد چقدر عمل انجام دهم برنج افتادم ، آيا ننشينم به آرزويم برسم ، او آرزوى آمرزش دارد ولى گناهش را ادامه مىدهد و اصلاح كرده است آنچه را كه بخاطر مىآورد در آن از ياد آوردن . و ميگويد در آنچه كه رفته اگر بودم كه انجام مىدادم و كوشش ميكردم براى من بهتر بود و ضايع مىكند او را اعتنائى نمىكند و باكى ندارد ، اگر بيمار شود پشيمان مىشود بر زياده روى در عمل و اگر تندرست باشد ايمن است و فريب خورده ، عمل را دنبال اندازد ، مادامى كه سلامت است خودبين مىشود ، هر گاه گرفتار است نااميد گردد . به گمانش در كارهاى دنيا عمل مىكند ولى به يقينش براى آخرت عمل نميكند از روزى بقسمت خود قانع نمىشود اطمينان ندارد به آنچه را كه برايش ضمانت شده ، بواجباتش عمل نمىكند او از خودش در شك است اگر بىنياز شود مغرور مىشود و آزمايش ، اگر نيازمند گردد نااميد شود و سست ، او از گناه و نعمت در فراوانيست ، زيادى را مىجويد اما سپاسگزارى نمىكند ، از طرف مردم برنج مىافتد چيزى را كه قصد نمىكند و بجا مىآورد از طرف خود چيزى را كه بيشتر است .