العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
405
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
ابى سفيان اموى و عمرو بن عاص سهمى به گمان خودشان مردم را تحريص بدين مىكنند و به خدا سوگند كه من رسول خدا را مخالفت نكردم ، هرگز نافرمانيش را نكردم و با جانم در جاهائى كه عقب گرد مىكنند در آنجاها قهرمانان و در آنجاها كه بدنها بلرزه در مىآيد به نيروئى خدا داده او را نگه دارم ، مر او را سپاس و پيامبر در گذشت و سرش در دامن من بود ، متصدى غسلش من بودم بدست خودم او را غسل دادم و فرشتگان مقرب او را با من حركت مىدادند و به خدا سوگند امتى پس از پيامبرشان اختلاف نكردند مگر اينكه باطل بر حق آشكار شد مگر چيزى را كه خدا بخواهد ، سپس عمار ياسر بلند شد عرض كرد : اما امير المؤمنين شما را آگاهاند كه امت با او راست نمىشود سپس مردم پراكنده شدند و ديدگانشان نافذ بود . 18 - تفسير قمى : امير المؤمنين عليه السلام فرمود : كافيست ستمگر را فردا گزيدن دو دستش ، كوچ كردن نزديك است براى دوستان پشيمانيست مگر پرهيزكاران . 19 - قرب الاسناد : على عليه السلام فرمود هيچ گاه خانهاى پر از خوبى نميشود مگر اينكه به زودى پر شود تغيير آن ( بر عكس شود ) و پر نمىشود خانهاى هيچ گاه از بدى مگر اينكه پر شود از خوبى . 20 - قرب الاسناد : از امام صادق عليه السلام از پدرش روايت شده كه همانا على عليه السلام به مردى فرمود : كه او را وصيت مىكرد : بگير از من پنج چيز را : اميدوار نباشد هيچ كس از شما مگر پروردگارش را ، نترسد مگر گناهش را ، شرم نكند از آموختن چيزى را كه نمىداند ، حيا نكند هر گاه چيزى را كه نمىداند از او بپرسند از اينكه بگويد نمىدانم ، بدانيد كه صبر از ايمان مانند سر است از بدن . 21 - امالى طوسى : از امام باقر عليه السلام روايت شده كه امير المؤمنين فرمود : بهترين چيزى كه چنگ زنندگان به آن چنگ ميزنند ايمان به خدا و