العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
383
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
خانه ، شكيبائى كردند بر تنگى زندگى ، شكيبائى كردند بر ناراحتى ، مشتاق شدند بر آنچه كه در پيشگاه خداست از كرامت ، جانهايشان را براى طلب نمودن خوشنودى خدا بخشيدند سرانجام كردارشان شهادت بود پس خدا را ديدار كردند در حالى كه او از ايشان خوشنود بود ، دانستند كه مردن راه گذشتگان باقيماندگانست ، پس توشه براى آخرتشان برگرفتند سواى طلا و نقره ، لباسهاى ضخيم پوشيدند ، بر قوتى صبر كردند زيادى را جلو فرستادند ، براى خدا بود دوستى و دشمنى آنان ، اينانند چراغها و اهل نعمتها و سلامتى در آخرت . سپس پير مرد عرضكرد پس كجا بروم و بهشت را واگذارم در حالى كه اهل بهشت را با تو مىبينم اى امير المؤمنين ، مرا آماده كن به نيروئى كه به آن قدرت پيدا كنم بر دشمن تو اى امير المؤمنين . پس حضرت اسلحهاى به او بخشيد و آن مرد حمله كرد پس در ميدان جنگ در برابر امير المؤمنين بود و قدم بر مىداشت و حضرت امير المؤمنين از كردار او در شگفت بود چون آتش جنگ شعلهور شد اسبش را جلو راند تا اينكه كشته شد خداى رحمتش كند ، پشت سر او مردى از ياران امير المؤمنين رفت او را بر زمين افتاده ديد اسب و شمشيرش را پيدا كرد چون جنگ بپايان رسيد اسلحه و اسب او را بمحضر امير المؤمنين عليه السلام آورد . امير المؤمنين عليه السلام بر او نماز خواند فرمود : به خدا سوگند بحقيقت اين مرد خوشبخت است و بر برادرتان درود فرستيد . 2 - امالى صدوق : حضرت جعفر بن محمّد عليه السلام از پدرانش روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين فرمود : حكيمان و فقيهان چنين بودند هر گاه بعضى از آنان بگروه ديگرشان نامه مىنوشتند سه جمله مىنوشتند كه با آن سه ، چهارمى نبود : 1 - كسى كه آخرت همتش باشد خداوند او را از دنيا بىنياز كند . 2 - هر كسى درونش را شايسته كند خداوند برونش را شايسته نمايد . 3 - هر كس آنچه را كه ميان او و خداى عز و جل است اصلاح كند خداوند