العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

380

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

باب - 15 اندرزها و خطبه‌ها و حكمت‌هاى حضرت امير المؤمنين ( ع ) 1 - معانى الاخبار : على بن الحسين عليه السلام از پدرش روايت مىكند در آن ميان كه امير المؤمنين عليه السلام روزى با يارانش نشسته بود و آنان را براى جنگ آماده ميكرد ، ناگاه پير مرديكه رنج سفر بر چهره‌اش بود آمد ، سپس گفت : امير المؤمنين كجاست در پاسخش گفته شد ، اين است امير المؤمنين ، بر آن حضرت سلام كرد ، سپس عرضكرد اى امير مؤمنان من از طرف شما مىآيم ، من پيرمردى بزرگم در باره‌ى تو فضيلت بىحساب شنيده‌ام و همانا من گمان مىكنم به زودى غافلگير ميشوى و كشته ميگردى از آنچه كه خداوند به تو آموخته به من بياموز حضرت فرمود : آرى اى پير مرد ، هر كس دو روزش مساوى باشد گول خورده ، هر كس دنيا همتش باشد افسوس سخت باشد ، هنگام آسودگى دنيا ، هر كس فردايش بدترين دو روزش باشد بىبهره باشد ، كسى كه باك نداشته باشد آنچه به او ميرسد از آخرتش هنگامى كه دنيايش بسلامت باشد پس نابود است ، كسى كه مراعات كمبود نفسش را نكند هوايش بر او چيره گردد ، آنكه در كمبود مىباشد مرگ برايش بهتر است . اى پير مرد همانا دنيا سبز و شيرين است و براى مردمانيست و براى آخرت مردمانيست نفسهايشان را مفاخرت اهل دنيا نگهدارند و ميل به دنيا نمىكنند ، به سرسبزى دنيا شادمان و به تيره روزى آن افسرده خاطر نمىشوند . اى پير مرد كسى بيم شب‌زنده‌دارى داشته باشد خوابش اندك است ، چقدر شب و روز در عمر بنده سرعت ميكنند زبانت را حبس كن ، سخنت را حساب كن