العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
367
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
كنيم ، بدرگاه خدا روى بندگى نهيم و در تمام كارها از حضرتش ترسان باشيم و ملاحظه كنيم . اگر اين حادثه ترا ببهشت كشانيد و قضاى حتمى الهى را بر تو اجرا كرد بايد گفت قضاى وى در بارهى تو بدبينى ندارد ، بلاى او از تو دفعشدنى نيست و دلهاى هم آهنگ است كه خداوند جوار حضرت خود را در اين دنياى آشفته كه در آنى برايت اختيار كرده است و بهتر دانسته ، ولى ما گريه كنيم براى عزت اين حكومت حق كه بخوارى برگردد و دين و دنياى مردم خورده شود و بجاى تو كسى نباشد كه به دو شكايت بريم و مانندى نبود كه به دو اميدوار باشيم و او را بر پاى داريم . 33 - سخنرانى از حضرت امير المؤمنين عليه السلام از اصبغ بن نباته روايت شده كه عبد اللَّه عمر و فرزندان ابى بكر با سعد بن ابى وقاص نزد حضرت امير المؤمنين آمدند و از آن سرور براى خود امتيازاتى خواستند ، آن حضرت بر فراز منبر آمد و مردم گرد وى آمدند و سپس فرمود : سپاس مر خدائى را سزا است كه سرچشمهى سپاس است و سرآغاز كرم ، در شرح و بيان نگنجد ، كنهش به هيچ زبانى تعبير نشود ، بنهايات هستى خود شناخته نيست ، من گواهى مىدهم خدائى نيست جز خداى يكتاى بىشريك و همانا محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم رسول خدا و پيامبر هدايت است و جايگاه پرهيزكارى ، فرستادهى پروردگار والاست بدرستى كه از پيش خداى بر حق آمده تا با قرآن پرتو بخش و برهان تا به آن بيم دهد و او حق را برهنه و عريان با قرآن مبين رساند بروشى كه فرستادگان نخست درگذشتند و از اين جهان گذر كردند . اما بعد اى مردم نبايد مردانى كه غرق دنيا دارى شده ، به زمين خوارى گرائيده و جويها روان ساخته و آسانترين مركبها را سوار شده ، نرمترين جامهها را پوشيده ، اين ننگ و عار را بر خود هموار كرده اگر خداوند غفارشان نيامرزد و تعرض كنند هر گاه من دست جلو آنها آرم و از اين گردابشان