العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

362

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

كه هر چه از نظر حق و حقيقت مقامش بلند و در عالم حق و حقيقت برتريش ارجمند باشد بىنياز از اين باشد كه كمك شود بر انجام آنچه خداى عز و جل وى را مسئول آن ساخته و به گردن او انداخته است از حق خود و هيچ مردى نباشد كه هر چه هم از امور بر كنار و رانده باشد و در ديده‌ها بيقدر و منزلت باشد از او صرف نظر شود كه بر اين امر ياورى كند و يارى شود و آنها كه در حال خود اهل برترى باشند و داراى نعمت‌هاى بزرگند در اين نيازمندى بيشتر واردند و همه‌ى افراد مردم از خورد و كلان در نياز بدرگاه خداى عز و جل برابر و متساوى و هم‌گامند . يكى از سپاهيان حضرت كه گمنام بود و گفته شده است جز همان روز در سپاهش ديده نشد و نه هم بعد از آن روز ، به پا ايستاد و خداى عز و جل را نيكو ستايش كرد بخاطر آزمايشى كه از آنها كرده و از اينكه حق آن حضرت را بر آنها واجب ساخته و اقرار كرد بهمه‌ى آنچه كه ياد كرد از دگرگونى احوال در باره‌ى خودش و آنان . سپس گفت : تو فرمانده مائى و ما رعيت توايم بوسيله‌ى تو خداوند عز و جل ما را از خوارى نجات داد و بعزت بخشى تو بندگان خود را از زير كند و زنجير ستم خلفاى ناحق آزاد كرد ، تو براى ما راهى انتخاب كن و ما را بدان راه ببر و مشورتى طرح كن و در رأى و نظرى كه تصميم گرفتى پيش برو و ما را بدان وادار ، زيرا تو گوينده‌اى باشى مصدق و حاكمى موفق و پادشاهى با قدرت و نفوذ و ما به هيچ وجه نافرمانى ترا روا نشماريم و هيچ علم و دانشى را با دانش تو قابل سنجش ندانيم منزلت و مقام تو بدين جهت نزد ما بزرگ است و برترى تو در ياد ماها والاست . سپس حضرت امير المؤمنين عليه السلام او را پاسخ داد و فرمود : سزاوار است هر كس كه جلال خدا را در پيش خود بزرگ شمرد ، مقام