العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
321
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
بحقيقت او نرسيده كسى كه براى او مانند قرار دهد ، قصد او نكرده كسى كه او را به چيزى تشبيه كند ، او را نطلبيده كسى كه بسوى او اشاره كند و او را در خيال پروراند ، آنچه كه بذات خود شناخته شود ساخته و آفريده شده است هر قائم به خود معلوم است ، كننده است بدون اسباب و ابزار ، تعيينكننده است بدون به كار بردن انديشه ، بىنياز است نه با بهره بردن از ديگرى ، زمانها همراه او نيستند ، ابزارها به او كمك نميكنند هستى او از زمانها و وجود او از نيستى و هميشگى او از اول پيشى گرفته ، با پديد آوردن او نيروهاى درككننده را معلوم مىشود كه ابزار درككننده براى او نيست . و با قرار دادن ضديت ميان اشياء دانسته مىشود كه ضدى ندارد ، با معين كردن او همنشينى براى اشياء شناخته مىشود كه او همنشينى ندارد ، روشنى را با تاريكى و آشكارا را با نهان ، خشكى را با ترى ، گرمى را با سردى ضد يك ديگر قرار داده ، تركيبكننده ميان اشياء متضاده است كه از هم جدا و بركنارنده ، همنشين قرار دهنده است ميان آنها را كه از يك ديگر جدايند ، نزديككننده است آنها را كه از هم دورند ، جداكننده است ميان آنها كه به يكديگر نزديكند به حدى محدود نيست ، بعدد و شماره به حساب نيايد ؛ اسباب خود را محدود نمايند ، ابزارها بمانندهايشان اشاره مىنمايند ، ابزار و آلات را از قديم بودن جلوگيرى كند از هميشه بودن جلو گرفته ، از تكامل آنها را دور كرده بوسيلهى آن ابزارها آفريننده آنها براى خردها آشكار گرديده و هم به آنها از ديدن چشم منع كرده ، آرامش و جنبش بر او جارى نميشود چطور آنچه را كه قرار داده خود بر او قرار گيرد و آنچه پديد آورده در آن پديد آيد و آنچه حادث كرده در او حادث شود كه در اين هنگام ذات او تغيير يابد و كنه او جزء پيدا مىكند و حقيقت او از هميشگى بودن امتناع ورزد و چون جلوگيرى براى او يافت شود برايش پشت هم خواهد بود و چون نقصان لازمه او باشد طالب تمام گرديدن شود در اين هنگام نشانهى آفريده در او پيدا شود دليل بر وجود صانعى خواهد بود پس از