العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

264

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

ماندن دلهايشان و درست نيست اندرز دادنشان مگر به نگهدارى حكمرانانشان و گرد آنان بودن و سنگين نشمردن حكومتشان و انتظار نداشتن بپايان رسيدن حكومتشان بعد وامگذار سپاهت را بسوى غنيمتى كه تقسيم ميكنى در ميانشان بلكه تازه كن با هر غنيمت كه بر ايشان هست بدلى را از چيزهائى كه خدا بر آنان بخشيده كه يارى ميجوئى از ايشان به آن غنيمت و مىباشد سبب گرداندن ايشان بسوى يارى خدا و دين او ، شجاعان را اختصاص بده در آرزويشان بسوى آخرين آرزوهايت از پند به بخشش و ستايش نيكو بر آنان و مهربانى در پيمان براى فرد فردشان و آنكه آزمايش شود در هر جايى زيرا يادآورى زياد از طرف تو بكردار نيك ايشان جوانمردى را به هيجان آورد و نشسته‌گان را مايل بجهاد كند اگر خدا بخواهد . بعد وامگذار كه از طرف تو جاسوسانى برايشان باشد از مردمان پاكدامن و گويندگان به حق در پيش مردمان تا استوار كنند آزمايش هر صاحب آزمايشى را تا ايشان بدانش اطمينان با آزمايش آنان پيدا كنند بعد بشناسى براى هر مردى از ايشان آنچه را آزمايش داده ، و عمل مردى را به حساب ديگرى نگذارى و در پاداش او كوتاهى ننمائى و بس باشد هر يك از ايشان را كردارش و او را تشويق ويژه‌اى از طرف خويشتن كن و مبادا آنكه بزرگى كسى ترا وادار كند كه كار كوچك او را بزرگ شمارى و نه كوچكى كسى ترا وادارد كه كار بزرگ او را كوچك پندارى و تباه نكند مردى در پيش تو علتى را كه بر او بازگو ميكنى و نه سخن گران او برايش نيكى كردار باشد زيرا كه عزت را مىبخشد بهر كس كه بخواهد و سرانجام كار براى پرهيزكارانست . و اگر كسى از سپاهيان تو كشته شود يا زخمى گردد بجاى او در ميان اهلش كسى را قرار ده كه مانند جانشينى وصى مهربان و مطمئن به او باشد بطورى كه اهل بيت او اثرى از فقدان او نبينند زيرا كه اين كار دل پيروانت را