العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

255

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

ايمان شكيبائيست بر مصيبت‌ها ، عفت زينت فقر است ، سپاسگزارى زينت ثروت ، فراوانى و زيادى ديدار كسالت آورد ، آرامش نفس ضد نگهدارى كار است ، خود بينى بر ناتوانى خرد دلالت مىكند ، پسرم چقدر نگاه است پشيمانى آورد ، چقدر سخن است كه نعمت را ميگيرد . پسرم آبروئى بهتر از اسلام نيست ، بخششى بهتر از پرهيزكارى نيست ، پناهى بهتر از پارسائى نيست ، واسطه‌اى آسانتر از توبه نباشد ، لباسى زيباتر از سلامتى نيست ثروتى دوركننده‌تر براى تهى دستى از راضى بودن به روزى نيست ، هر كس اكتفا كند باندازه‌ى كفاف براحتى شتابد و بر زندگى راحتى برميگردد . پسرم حرص و آز كليد زحمت و مركب سختيها و ناگهان دعوت‌كننده‌ى در گناهانست ، طمع گردآورنده‌ى بديها و عيبهاست ، كافيست تربيت نفست را كه آنچه براى تو ناخوشايند است براى برادرت خوش مدار ، هر كس در كارها بدون انديشه عاقبت افتد پس با گرفتاريها همعنان شود ، دورانديشى پيش از كار ترا از پشيمانى ايمن دارد ، كسى كه برأيها رو آورد جاهاى اشتباه آن را مىشناسد شكيبائى نگهدارى كند از تهى دستى ، بخالت لباس ذلت است ، آز نشانه‌ى تهى دستى است ، كسى كه بمردم با خوى پسنديده و دوستى با فقر برسد بهتر است از ثروتمند بدخوى ، از براى هر چيزى روزئى است و فرزند آدم روزى مرگ است . پسرم گنه‌كار را نااميد مكن ، چه بسا كسى هست كه هميشه با گناه است سرانجامش بخير پايان يابد . چه بسا آدم خوبيست در اول عمرش سرانجامش به آتش كشيده شود ، پناه ميبرم به خدا از آن آتش . پسرم چقدر گناهكار است كه نجات پيدا مىكند ، چقدر نيكوكار است كه سرگردان شود ، كسى كه كوشش كند روزيش آسان گردد در مخالفت